نگاهی به آثار چند نویسندهی مستقل
نگاهی به آثار چند نویسندهی مستقل به مناسبت سیامین سالگرد آغاز جنگ عراق با ایران
روایت انسانهای آسیبدیده از جنگ
حسین نوشآذر
جنگ هشت ساله نوعی از ادبیات داستانی را پدید آورد که در ایران به ادبیات دفاع مقدس معروف شد با نویسندگانی که به نویسندگان اسلامینویس اشتهار پیدا کردند.نگاه اسلامینویسان به جنگ، نگاهیست حماسی و ادبیاتی که پدید آوردند، از قلمرو ادبیات تبلیغی میآید. اما نویسندگان مستقل هم داستانهایی دربارهی جنگ نوشتند. روایت نویسندگان دولتی روایت پیروزی و اتحاد و روایت دیگری روایت شکست و انشقاق است.
چهار سال پیش در رادیو زمانه با شش برنامهی رادیویی در طی شش روز،شش رمان و داستان بلند با موضوع جنگ و ضدیت با جنگ را معرفی کردم. اکنون که سی سال از آغاز جنگ عراق با ایران میگذرد، متن این برنامهها با تغییراتی به شکل مقالهای مستقل در رادیو زمانه منتشر میگردد.
محمد رضا کاتب و وقت تقصیر جانبهدربردگان
در دو رمان محمد رضا کاتب، «پستی» و «وقت تقصیر» حتی یک گلوله شلیک نمیشود. با این حال در آثار محمد رضا کاتب ذهنیت جنگزدهی ایرانی بهخوبی بازتاب پیدا میکند. زندگی انسان در آثار این نویسنده تکه تکه شده و مثل این است که هر تکه در زندگی و مرگ انسان دیگری جریان دارد. آثار این نویسنده بیان عاطفی جانبازانیست که عضوی از خودشان را در جبهههای جنگ جا گذاشتند. به بریدهای از رمان پستی توجه کنید:
« سرم را بالاخره پیدا کردند و پارچهای رویش انداختند. پارچه بوی بیمارستان میداد. بیمارستان ساکت بود. گاهی صدای جیر جیر در اتاقی میآمد که باز و بسته میشد: پرستارها میرفتند تو اتاقش و میآمدند. بدجوری جزغاله شده بود. تنها باری بود که این قدر دلم به حالش میسوخت. مخصوصاً وقتی که پوستهای نیمسوخته و اضافه صورتش را با لیف زبری میکندند. یا پوتینهایش را با گوشتی که بهش چسبیده بود از پایش جدا میکردند. شاید جرمش این بود که نمیخواست همه چیز از اول تکرار شود. شاید بار چندمی بود که خودش را میکشت. دیگر تحمل مردن را نداشت».
صدای انسان زخمخورده
به اعتبار چنین سطرهاییست که میگوییم کاتب نویسندهی دوران جنگ است. اگر در ادبیات دولتی صدای انسانی را میشنویم که به قدرت تکیه داده است، در ادبیات مستقل صدای انسان زخمخورده و شکستخورده و متلاشیشده به گوش میرسد. در آثار کاتب صدای انسان ایرانی از جنگبرگشته را میشنویم. انسانی که با «پدر» و با «زن» مشکل دارد. به این جملات توجه کنید:
«فکر زن و خودکشی ممکن است موقتی دست از سر آدم بردارد اما باز برمیگردد. چون به جای این که آدم سالی یک بار با غم و درد بمیرد، بهتر است یک بار کلک خودش را بکند. زندگی دو تکه است. یا یکی تو آغوش خودش آرامت میکند یا از خودت یک روز خسته میشوی و حساب خودت را میرسی».
آلودگی جسم و وحشت از پدر
در نظر کاتب جسم آدمی آلوده است. در داستانهای او وقایع به گونهای اتفاق میافتد که جسم انسان سرانجام تطهیر شود. شخصیتهای کاتب از آّب گذشتهاند، یا آب از سرشان گذشته و پاک شدهاند.
در روایت کاتب از جنگ، آرزوی رزمندهی مسلمان ایرانی برای رسیدن به لقاءالله، و بیزاری او از یک زندگی روزانه و متعارف بیان عاطفی و ادبی پیدا میکند. شخصیتهای تکه پاره و آسیبدیدهی محمد رضا کاتب از پدر و سلطهی او وحشت دارند، از نزدیکی با زن میترسند، عشق در نظر آنها یک عشق افلاطونی و برتر از نزدیکی دو جسم با هم است. در آثار او زمان و مکان نامعلوم است و خیر و شر با هم در یک جدال دائمی به سرمیبرند.
در آثار کاتب کتاب جسمیت پیدا میکند. ما در واقع دو داستان میخوانیم: یکی داستان تکه تکه شدن انسان، نیاز او به عشق و ناتوانیاش از عشقورزیدن و تلاش او برای پیدا کردن تکههایش و داستان دوم که همزمان اتفاق میافتد، داستان جسمیت پیدا کردن کتاب است.
در داستانهای کاتب سرنوشت شخصیتهای داستان با سرنوشت کتاب یکیست. نویسنده در این میان تنها یک وظیفه دارد: به این جسم مثله شده، جسمیت بدهد. تحلیل روانشناختی این تلاش این است که نویسنده انگار میخواهد آب از جوی رفته را به جوی برگرداند. به دیگر سخن مثل این است که میخواهد تمام آن فجایع را که اتفاق افتاد، بیاثر کند و به همهی جانبازان تکههایی از جسمشان را که در جبههها جا گذاشتند برگرداند.
این تلاش البته معصومانه است، اما از نظر روانشناختی نشاندهندهی ترس است. این ترس همراه با آن ذهن مرگکام و درگیری با پدر از مهمترین مؤلفههای ذهنیت جنگزدهی انسان ایرانیست که در آثار محمد رضا کاتب بیان میشود. شاید به همین دلیل خواندن آثار کاتب نه تنها لذتبخش نیست، بلکه برای خواننده توأم با رنج و زحمت است.این نویسنده به خاطر «وقت تقصیر» جایزهی یلدا را از آن خود کرد.
mr.kateb@yahoo.com تلفن:09188810209 /تلفن:09188810209