نوع شناسی تطبیقی «رمان نو» در ادبیات فارسی و عربی ( با تکیه بر دو رمان هیس (محمدرضا کاتب) و حارس المدینه الضائعه (ابراهیم نصرالله)




























نتیجه تصویری برای محمدرضاکاتب













حصريا.. إبراهيم نصر الله: 
على أحدهم أن يقــول لــنــا بوضــوح ما الــذي يريده الإنسان؟










استاد راهنما: ابراهیم محمدی | دانشجو: صدیقه اخباری |

پایان نامه کارشناسی ارشد

سازمان (ها): دانشکده ادبیات و علوم انسانی -




رمان نو با ویژگی‌هایی چون عدم قطعیت، غیبت نویسنده و حضور خواننده در رمان، عنصر و جایگاه زمان، مکان و اشیاء، تکرار و گمراهی خواننده و همچنین گرایش‌های ادبیات پوچی و پست‌مدرن، رئالیسم جادویی و جریان سیال ذهن یکی از گونه‌های برجسته ادبی است که در سال‌های 1950-1960 به‌خصوص در فرانسه پدیدار شد. این گونه‌‌ی ادبی با مولفه‌های خود در مقابل رمان کلاسیک قرار گرفت و گونه‌ای متفاوت از رمان را به خواننده نشان داد. این‌گونه‌ی برجسته در ادبیات فارسی و عربی نیز (بافاصله زمانی) ظهور کرد و برخی از نویسندگان به خلق آثاری با شاخصه‌هایی در حد یا نزدیک به گونه‌های برجسته اروپایی رمان نو پرداختند.بنابراین لازم است برای درک بهتر این‌گونه آثار و قرار دادن آن‌ها در شاخه‌ی رمان نو، با مولفه‌های آن آشنا شد. پژوهش حاضر نوع شناسی تطبیقی رمان نو در فارسی و عربی با توصیف مولفه‌ها و تحلیل آن با تکیه‌بر دو رمان هیس اثر محمدرضا کاتب


و رمان حارس المدینه الضائعه اثر ابراهیم نصرالله بوده.

نتیجه تصویری برای حارس المدینه الضائعه (ابراهیم نصرالله) )

این دو نویسنده در آثار بررسی‌شده از بیشتر ویژگی‌های رمان نو بهره برده‌اند و می‌توان گرایش به جریان سیال ذهن را در کتاب هیس و رئالیسم جادویی را در رمان حارس المدینه الضائعه مشاهده کرد.........




























بررسی ‌عوامل ساختاری و محتوایی تشکیک پسامدرن در رمان هیس





نتیجه تصویری برای رمان هیس

دکتر فاطمه جعفری کمانگر-استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فرهنگیان -



پژوهشهای ادبی



این مقاله‌ در ابتدا در پی این پرسش، که کدامین عامل از عوامل داستانهای پسامدرنیستی بر تشکیک اثر می­افزاید، این ویژگیها را به دو گروه ساختاری و محتوایی تقسیم کرده و عواملی را مورد بازبینی قرار داده است که در زیر مجموعه‌ هر یک از این دو گروه قرار می‌گیرد و بر مبنای پاسخی که از این پرسش به دست می­دهد، یکی از رمانهای معاصر فارسی یعنی رمان «هیس» اثر محمد رضا کاتب را مورد بررسی موردی قرار داده است و به تبیین این نکته پرداخته که این رمان به عنوان رمان پست مدرن با استفاده از کدام یک از این عوامل به عدم قطعیت و شک برانگیزی در خود دامن زده و چه چیزی رمان را به سمت تشکیک پسامدرنیستی سوق داده است به طوری که دستیابی به روایتی واحد از آن غیر ممکن است.........................................................


- مراجع


-ایدل، له اون؛ قصه روانشناختی نو؛ ترجمه‌ ناهید سرمد؛ تهران: شباویز،1367.

- بارت، جان و دیگران؛ ادبیات پسامدرن: ادبیات بازپروری: داستان پسامدرنیستی؛ تدوین و ترجمه‌ پیام یزدانجو؛ تهران: مرکز،1387.

براهنی، رضا؛ قصه نویسی؛ تهران: نیلوفر، 1368.

- بی نیاز، فتح الله؛ درآمدی بر داستان نویسی و روایت شناسی؛ با اشاره‌ای موجز به آسیب شناسی رمان و داستان کوتاه در ایران؛ تهران: افراز،1392.

- پاینده، حسین؛ داستانهای کوتاه در ایران (داستانهای پسامدرن)؛ ج سوم، تهران: نیلوفر،1390.

- پاینده، حسین؛ نقد ادبی و دموکراسی: فرا داستان سبکی از داستان نویسی در عصر پسامدرن؛ تهران: نیلوفر،1385.

- پاینده، حسین؛ «رمان پسامدرن چیست؟ (بررسی شیوه‌های روایت در رمان آزاده خانم و نویسنده‌اش)»؛ ادب پژوهی: تابستان، شماره 2، 1386، ص 11 تا 48

- پاینده، حسین؛ «وجود شناسی پسامدرن در داستانی از یک نویسنده‌ ایرانی»؛ متن پژوهی ادبی، س چهاردهم، ش 44، 1389، 42-29

- حسن، ایهاب؛ ادبیات پسامدرن: «به سوی مفهوم پسامدرنیزم»؛ تدوین و ترجمه‌ پیام یزدانجو؛ تهران: مرکز،1387.

- خادمی کولایی، مهدی و دیگران؛ «بررسی و تحلیل رمان هیس با توجه به مؤلفه‌های وجود شناسانه‌ پست مدرن»؛ فصلنامه‌ پژوهش زبان و ادبیات فارسی، تابستان، ش 29، 1392،ص 226-201.

- روسنائو، پائولین مری؛ پست مدرنیسم و علوم اجتماعی؛ ترجمه‌ محمد حسین کاظم زاده، تهران: آتیه،1380.

- شمیسا، سیروس؛ نقد ادبی؛ تهران: فردوس،1380.

- غفاری، سحر؛ پسامدرن تصنعی(نقد و بررسی شگردهای فراداستان در رمان بیوتن)»؛ نقد ادبی، بهار، ش 9، 1389، 90-73.

- فورستر، ادوارد مورگان؛ جنبه‌های رمان؛ ترجمه‌ ابراهیم یونسی، تهران: نگاه، 1384.

- کاتب، محمدرضا؛ هیس: -مائده؟ -وصف؟ -تجلی؟؛تهران: ققنوس،1390.

- کانور، استیون و دیگران؛ ادبیات پسامدرن: نظریه‌ ادبی پسامدرن؛ تدوین و ترجمه‌ پیام یزدانجو؛ تهران: مرکز،1387.

- لاج، دیوید؛ نظریه رمان: رمان پست مدرنیستی؛ گزینش و ترجمه‌ حسین پاینده؛ تهران: نیلوفر،1386.

- لوئیس، بری؛ مدرنیسم و پسامدرنیسم در رمان: پسامدرنیسم و ادبیات؛ گزینش و ترجمه‌ حسین پاینده؛ تهران: روزنگار، 1383.

- متس، جسی و دیگران؛ نظریه رمان: رمان پسامدرن: غنی شدن رمان مدرن؟؛ گزینش و ترجمه‌ حسین پاینده؛ تهران: نیلوفر،1389.

- مک کافری، لری و دیگران؛ ادبیات پسامدرن: ادبیات داستانی پسامدرن؛ تدوین و ترجمه‌ پیام یزدانجو؛ تهران: مرکز، 1387.

- میرصادقی، جمال؛ عناصر داستان؛ تهران: شفا، 1367.

- نجومیان، امیرعلی؛ در آمدی بر پست مدرنیسم در ادبیات؛ اهواز: رسش،1385.

- وارد، گلن؛ پست مدرنیزم؛ ترجمه‌ قادر فخر رنجبری و ابوذر کرمی، تهران: ماهی،1392.

- وو، پاتریشیا؛ مدرنیسم و پسامدرنیسم در رمان: مدرنیسم و پسامدرنیسم؛ گزینش و ترجمه‌ حسین پاینده؛ تهران: روزگار،1383.

- وو، پاتریشیا؛ فراداستان؛ ترجمه‌ شهریار وقفی پور؛ تهران: چشمه،1390.

- هانیول، آرتور، مدرنیسم و پسا مدرنیسم در رمان: «طرح در رمان مدرن»؛ ترجمه‌ حسین پاینده؛ تهران: روزگار،1383.









وجوه عنصر سبکی تناقض در رمانهای پسامدرن فارسی































وجوه عنصر سبکی تناقض در رمانهای پسامدرن فارسی بر مبنای آثاررضا براهنی،منیرو روانی پور، ابو تراب خسروی ومحمد رضا کاتب



- دکتر پارسا یعقوبی جنبه سرایی - دکتر سید محسن حسینی مؤخر - خدیجه محمدی


نتیجه تصویری برای رضا براهنی


تصویر مرتبط


نتیجه تصویری برای ابو تراب خسروی


نتیجه تصویری برای محمدرضا کاتب




چکیده



تناقض، همپوشانی نشانه‌ها و مفاهیم بدیل در محور جانشینی زبان است. در هر روایتی اعم از توضیحی یا داستانی؛ راوی برای معرفی کنش یا وضعیتی می‌تواند از میان چند امکانِ نشانه‌ای، فقط یک مورد را انتخاب کرده؛ به کار گیرد که آن نشانه سبب می‌شود کنش یا وضعیت مذکور با مرزبندی نسبتاً دقیق و قطعی معرفی شود. هرگاه مرزبندی مذکور به دلیل همپوشانی و تداخل نشانه‌های بدیل، قطعیت خود را از دست بدهد، تناقض اتفاق افتاده است. البته درجه تباین یا تقابل نشانه‌های بدیل گاهی بسیار شدید و گاه آنقدر کمرنگ است که گویی تناقض نیست. در همه انواع ادبی صورتهایی از تناقض به چشم می‌خورد. منتهی در برخی از مکاتب یا ژانرهای ادبی به دلیل پشتوانة فکری یا ویژگی سبکی به شکلی فراگیر و گسترده وجود دارد. در ادبیاتِ مشهور به پسامدرن، بنا به ویژگی عدم قطعیت، تناقض با وجوهی متنوع و در مقام عنصر سبکی غالب نمود می‌یابد و ابهام برآمده از آن، خواننده را به شکل افراطی دچار سردرگمی می‌کند. بر همین اساس در این نوشتار از میان دو شکل کلان تناقض صوری و معنایی؛ وجوه نوع اخیر در آثار چهار نویسنده برجستۀ دهه‌های هفتاد و هشتاد شمسی به شیوه توصیفی- تحلیلی تعیین، طبقه‌بندی و تحلیل شده است. نتیجه نشان می‌دهد که از میان وجوه تناقض معنایی، سه شکل «شخصیت‌پردازی متناقض»، «تداخل ساحت دنیای داستانی و واقعی» و «پایانبندی حلقوی و چندگانه» همراه با فروعات عمده ترین دلیل اصلی ابهام در آثار بررسی شده است...... مراجع آزاد ارمکی، تقی و شهرام زمانی؛ «بازنمایی جامعه پیش و پس از انقلاب با تکیه بر دو رمان رازهای سرزمین من و آزاده خانم رضا براهنی»، پژوهش زبان و ادبیات فارسی؛ ش20 (1390)، ص163 تا180.

2. احمدی، بابک؛ ساختار و تأویل متن؛ تهران: مرکز، 1370.

3. براهنی، رضا؛ آزاده خانم و نویسنده­اش؛ تهران: قطره، 1376.

4. بشیری، محمود و زهرا هرمزی؛ «تحلیل ساختار روایت در رمان آفتاب پرست نازنین»، متن پژوهی ادبی؛ ش 59 (1393)،ص85 تا 100 .

5. فتوحی، محمود؛ «ارزش ادبی ابهام از دو معنایی تا چندلایگی معنا»، زبان و ادبیات فارسی؛ دوره 62، ش 8 (1378)، ص17 تا 36.

6. پالمر، فرانک. ر؛ نگاهی تازه به معنا شناسی؛ ترجمة کورش صفوی؛ تهران: کتاب ماد، 1374.

7. پاینده، حسین؛ «خلاقیت پسامدرن در آزاده خانم و نویسنده­اش»، روزنامه اعتماد؛ ش 1866 (1387).

8. ـــــــــــــــــ؛ «رمان پسامدرن چیست؟»، ادب‌پژوهی؛ ش 2 (1386)، ص11 تا 47.

9. ـــــــــــــــــ؛ نقد ادبی و دموکراسی: جستارهایی در نظریه و نقد جدید؛ تهران: نیلوفر، 1385.

10. پیروز، غلامرضا، زهرا مقدسی و محدثه فتوت؛ «بررسی مؤلفه­های پسامدرن در رمان آزاده خانم و نویسنده‌اش»، جامعه­شناسی هنر و ادبیات؛ س 3، ش اول (1390)، ص 133 تا 157.

11. پیروز، غلامرضا و زهرا مقدسی؛ «نوسان زاویه دید در روایت رمان کولی کنار آتش منیرو روانی­پور»، بوستان ادب؛ س3، ش2 (1390)، ص 51 تا 68.

12. تأدیه، ژان ایو؛ نقد ادبی در قرن بیستم؛ ترجمة مهشید نونهالی؛ تهران: نیلوفر، 1378.

13. تقوی، سید نصرالله؛ هنجار گفتار؛ اصفهان: فرهنگسرای اصفهان، 1363.

14. خسروی، ابوتراب؛ رود راوی؛ تهران: قصه،1382.

15. دو سوسور، فردینان؛ دورۀ زبانشناسی عمومی؛ ترجمة کورش صفوی؛ تهران: هرمس،1387.

16. رازی، شمس قیس؛ المعجم فی معاییر اشعار العجم؛ تصحیح مدرس رضوی؛ تهران: زوار،1360.

17. روانی­پور، منیرو؛ کولی کنار آتش؛ تهران: مرکز،1380.

18. زرین­کوب، عبدالحسین؛ ارسطو و فن شعر؛ تهران: امیرکبیر، 1369.

19. شمیسا، سیروس و منصوره تدینی؛ «شخصیتهای رمانهای پست­مدرن»، فصلنامه زبان و ادب؛ ش 34 (1386)، ص 68 تا 84 .

20. صفوی، کورش؛ فرهنگ توصیفی معنی‌شناسی؛ تهران: فرهنگ معاصر، 1384.

21. عامری، رضا؛ «نقد رمان آزاده خانم و نویسنده­اش»، گلستانه، ش 4 (1378)، ص43 تا 45.

22. کاتب، محمدرضا؛ رام­کننده؛ تهران: چشمه، 1388، الف.

23. ــــــــــــــــ؛ آفتاب­پرست نازنین؛ تهران: هیلا، 1388، ب.

24. ــــــــــــــــ؛ وقت تقصیر؛ تهران: نیلوفر،1383.

25. ـــــــــــــــــ؛ هیس؛ تهران: ققنوس،1382.

26. ـــــــــــــــــ؛ پستی؛ تهران: نیلوفر،1381.

27. کادن، جان آنتونی؛ فرهنگ توصیفی ادبیات و نقد؛ ترجمۀ کاظم فیروزمند؛ تهران: نشر شادگان،1380.

28. کوری، گریکوری، روایت­ها و راوی­ها؛ ترجمۀ محمد شهبا؛ تهران: مینوی خرد،1391.

29. گرجی، مصطفی، فرهاد درودگریان و افسانه میری؛ «تحلیل گفتمانی رمان کولی کنار آتش منیرو روانی­پور»، فصلنامه تخصصی سبک­شناسی نظم و نثر فارسی (بهار ادب)؛ س 5، ش اول (1391)، پیاپی 15، ص79 تا 90 .

30. ملاج، دیوید؛ «رمان پسامدرنیستی»، در نظریه­های رمان: از رئالیسم تا پسامدرنیسم، لاج، دیوید و دیگران، ترجمۀ حسین پاینده؛ تهران: نیلوفر، 1386، ص143تا200.

31. لوئیس، بری؛ «پست­مدرنیسم و ادبیات»، در مدرنیسم و پسامدرنیسم در رمان؛ حسین پاینده؛ تهران: روزنگار، (1383)، ص77 تا 109.

32. مالمیر، تیمور و حسین اسدی جوزانی؛ «ژرف­ساخت اسطوره­ای رمان رود راوی»، ادب‌پژوهی؛ ش6 (1387)، ص55 تا85 .

33. نیکوبخت، ناصر و مریم رامین­نیا؛ «پست­مدرنیسم و بازتاب آن در رمان کولی کنار آتش»، مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانیمشهد؛ ش 148 (1384)، ص163تا 179.

34. وو، پتریشیا؛ فراداستان؛ شهریار وقفی­پور؛ تهران: چشمه، 1389.

35. هاشمیان، لیلا و رضوان صفایی صابر؛ «بررسی نمادها در سبک نوشتاری منیرو روانی­پور»، فصلنامه تخصصی سبک‌شناسی نظم ونثر فارسی (بهار ادب)؛ س 4، ش 2 (1390)، پیاپی12، ص329 تا346.
































عنصر زبان در پنج رمان

































عنصر زبان در پنج رمان«سفر به گراي27.درجه»، «دوشنبه هاي آبي ماه»، «گنجشك ها بهشت را مي فهمند»، «هلال پنهان» و «عشق سال هاي جنگ»





چكيده

چكيده
در اين پژوهش كه در محدوده ي پنج رمان برجسته انجام شده است، عنصر زبان در رمان هاي پس از جنگ مورد بررسي قرار گرفته است و با توجه به فاصله گرفتن از جنگ تأثير اين «فاصله» بر ادبيّات ، خصوصاً گونه ي ادبي رمان بررسي شده است و نتايج آن در پايان آمده است. براي اين تحقيق رمان هاي «سفر به گراي27.درجه»، «دوشنبه هاي آبي ماه»، «گنجشك ها بهشت را مي فهمند»، «هلال پنهان» و «عشق سال هاي جنگ» انتخاب شده است.

درآمد
بي ترديد زبان و نثر داستاني از جمله عناصر مهم و برجسته ي داستان است كه هويت تام و تمام داستان به قوت و ضعف آن بستگي دارد. مميزه ي اصلي يك داستان خوب زبان و المان هاي استاندارد آن است. بي شك تمامي اتفاقاتي كه در حوزه داستان و رمان واقع مي شود، از ناحيه ي زبان قابل تحقق است. شخصيت پردازي نيز به وسيله ي زبان و شرح گفتار و ديالوگ اتفاق مي افتد. فضا و
توصيف صحنه ها و لحظه پردازي هاي داستاني، توسط نثر داستان محقق مي شود. تعليق و ايجاد جذابيت داستاني به وسيله ي زبان ميسّر مي شود. زبان شيوا و روان در پيش برد داستان و فهم آن بسيار كارساز است.
توجه به مؤلفه هاي زبر زنجيره اي زبان و استحكام و قوت در محورهاي هم نشيني كلمات و محور جانشيني كلمات زبان سهل و ممتنع مي سازد كه هيچ منتقدي نتواند كلمه يا حرفي از آن را جابه جا يا حذف نمايد. نويسنده تا جايي در تنقيح و پرداخت زبان خويش جلو مي¬رود كه به يك شيوه ي خاص روايتي مي رسد كه به آن سبك نويسنده مي گويند. آنگاه، ديگر نياز به اسم و امضاي نويسنده نيست بلكه نوشته خود به خود نويسنده ي خودش را فرياد مي زند. نويسندگاني مانند جلال آل احمد و احمدمحمود ودولت آبادي در زبان جزو نويسندگان صاحب سبك به حساب مي آيند و به عنوان مثال جلال به كلماتي كوتاه، نثري ساده و استفاده فراوان از افعال معروف است و در سال هاي متمادي مورد تقليد بسياري از نويسندگان دفاع مقدس نيز بوده است.
اين گونه است كه هر اثر از نظر زباني هويت مستقلي پيدا مي كند و كم كم آثار يك دوره از نظر زباني به پارامترها و المان هاي مشابه آراسته مي شود كه به سبك زباني هر دوره معروف است. البته آثار داستاني با توجه به فضا و موضوع و مخاطب و شيوه ي نگارش در زبان هم متفاوت جلوه مي كنند، به عنوان مثال يك اثر رئاليست با يك اثر سوررئال تفاوت زباني فراواني دارد و در آثار نمادين يا سمبليك، مميزه هاي زبان متفاوت است. با اين حساب مي توان ضعف و قوت آثار داستاني يك دوره را در زبان آن دوره و عصر مشاهده و مشخص كرد.
حال و هواي بيروني يعني موقعيت اجتماعي، سياسي دوران شكل گيري اثر نيز مي تواند تاثير فراواني در زبان يك اثر داستاني داشته باشد. به عنوان مثال شايد بتوان گفت آثاري كه در زمان وقوع و ادامه جنگ توليد و تاليف مي شوند، با توجه به فضاي حماسه و مبارزه با دشمن و مسؤوليت تهييج نيروهاي خودي عليه دشمن داراي زباني احساسي شعار زده و قضاوت گر است و در اين دوره ها زبان كاركردهاي زيبايي شناختي خود مانند توصيف، صحنه پردازي و شاخصه هاي ادبي برجسته خويش را نمي يابد.
گفتگوها از جمله مميزه هاي مهم زباني اند. در گفتگو سطح زبان راوي مشخص كننده ي سن، وضعيت شغلي، تربيت اجتماعي، فرهنگ و آداب رسوم اجتماعي، طبقه ي اجتماعي، سطح سواد و تحصيلات و حتي سطح ايمان و اعتقاد شخصيت هاي داستان مي باشد و به قول معروف:
تا مرد سخن نگفته باشد عيب و هنرش نهفته باشد
در حقيقت يكي از پايه هاي مهم و اصلي شخصيت پردازي، زبان و ديالوگ است. توصيف و لحظه پردازي هاي روشن و جاندار و آفريدن فضاي مناسب براي عمل شخصيت و وقوع حادثه نيز از ويژگي هاي سبكي زباني هر دوره مي تواند باشد. قول معروفي در ميان داستان نويسان وجوددارد كه در داستان گيله مرد(بزرگ علوي) فضاي جنگل، باران و شر شر آب و حسن نمناكي و سر و صداي با درد ميان درختان جان مي دهد براي قتل؛ و اين فضا با كمك زبان ترسيم و توصيف شده است با چنين نگاهي به سراغ تك تك آثار برگزيده هر دوره مي رويم تا به بررسي زباني آن اثر بپردازيم. ادامه مطلب در
عنصر زبان در پنج رمان