چندپارگی و تزلزل هویت و روایت ‌در رمان‌های «محمدرضا کاتب»





















چندپارگی و تزلزل هویت و روایت ‌در رمان‌های «محمدرضا کاتب»

















کتاب آفتاب‌پرست نازنین [چ1] -فروشگاه اینترنتی کتاب گیسوم


بیوگرافی، دانلود و خرید کتاب‌های محمدرضا کاتب - فیدیبو



















نتیجه تصویری برای «بی‌ترسی».


نتیجه تصویری برای محمدرضاکاتب










مریم رامین‌نیا (استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه گنبدکاووس، ایران )
آمنه میردیلمی (دانشجوی کارشناسی ارشد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه گنبدکاووس، ایران)
حسین محمدی (استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه گنبدکاووس، ایران )











چکیده مقاله :

هویت در رمان‌های پست¬مدرن، انسجام و ثبات رمان‌های پیشامدرن را ندارد و از این¬رو سیال، چندپاره، از هم گسیخته و متزلزل است. روایت‌پردازی در داستان پسامدرن به تأثیر از هویت‌های چندپاره و سیال شخصیت‌ها، غیر قابل اعتماد، مشکوک و متناقض است. «محمدرضا کاتب»، یکی از نویسندگان پرکار دورۀ معاصر است که برخی رمان‌هایش به مؤلفه‌های پست¬مدرنیستی تشبه می‌جوید. به همین منظور، پژوهش پیش رو درصدد بررسی مسئله هویت و روایت‌پردازی رمان‌های این نویسنده برآمده است. در این پژوهش به شیوۀ توصیفی- تحلیلی، شش رمان کاتب به نام¬های «آفتاب پرست نازنین»، «بالزن¬ها»، «بی‌ترسی»، «پستی»، «رام¬کننده» و «هیس» از منظر مؤلفه‌های پست¬مدرنیستیِ هویت، شخصیت و روایت‌پردازی بررسی شده است. نتایج اجمالی پژوهش بیانگر آن است که در رمان‌های بررسی‌شده، بیشتر شخصیت‌ها، هویت‌های نامتعین، سیال و چندپاره دارند. سرگردانی، جابه‌جایی و هم‌پوشانی شخصیت‌ها با یکدیگر، ناتوانی در شناختِ خود، گواه هویت‌های ازهم‌گسیخته آنهاست. روایت‌های چندپاره و متناقض از شخصیت‌ها و ماجراها، شاخصۀ دیگری است که رمان‌های کاتب را با عدم قطعیت نشان‌دار می‌کند. مؤلفه‌های پست¬مدرنیستیِ تردید هستی‌شناسانه، عدم قطعیت و چندپارگی و تناقض در هویت و روایت‌پردازی در رمان‌های «آفتاب¬پرست نازنین»، «پستی»، «رام¬کننده» و «هیس» بسیار چشمگیر است ولی در «بالزن‌ها» و «بی‌ترسی» به میزان ملایم‌تری به کار رفته است.

محورهای موضوعی : پژوهش‎های ادبیات معاصر ایران

تاریخ دریافت : 1402/01/31 تاریخ پذیرش : 1402/06/18 تاریخ انتشار : 1402/11/11

کلید واژه: محمدرضا کاتب, چندپارگی هويت, روايت پسامدرن, تناقض و عدم قطعیت.,


چکیده انگلیسی:

In postmodern novels, the concept of identity does not enjoy any coherence and stability existing in pre-modern novels. Indeed, such a concept is fragmented, disjointed and unstable. Narrative in postmodern stories is thus unreliable, suspicious and contradictory due to the fragmented and fluid identities of the characters. One of the most prominent and prolific writers in the contemporary era is Mohammad Reza Kaateb, some of whose novels are similar to postmodernist elements. In so doing, the concept of identity and narrative is disclosed in this study. In this research, in a descriptive and analytical way, six novels of the author named "Aftab Prast-e Nazanin (Lovely Chameleon)", "Balzans (The Fliers )", "Bi Tarsi (Fearless)", " Pasti (Dowmhill)", " Ram Konandeh (The Domesticator)" and "Hiss" from the point of view of postmodernist components. Identity, character and narration have been investigated. The findings show that most of the characters in the addressed novels are of indeterminate, fragmented identities. Wandering, displacement and overlapping of characters with each other, inability in self-recognition, is evidence to their disjointed identities. Fragmented and contradictory narratives in characters and adventures are one main feature that marked the writer's novels with uncertainty.The post-modernist components of ontological doubt, uncertainty and fragmentation and contradiction in identity and narrative are very impressive in such novels as Lovely Chameleon, Downhill, The Domesticator and Hiss. In contrast, The Fliers and Fearless have used such elements to a milder extent.

منابع و مأخذ:

پارسی¬نژاد، کامران (1381) «پست¬مدرنیته، داستان پست¬مدرن و پیامدهای آن»، مجله ادبیات داستانی، شماره 62، صص 48-51.
پاینده، حسین (1393) داستان کوتاه در ایران (جلد سوم: داستان‌های پسامدرن)، تهران، نیلوفر.
----------- (1396) مدرنیسم و پسامدرنیسم در رمان، تهران، نیلوفر.
توانا، محمدعلی و عبدالله هاشمی اصل (1394) «گفتمان پست مدرنیسم، تأویل ناپایداری هویتی و انگاره‌های معنایی»، پژوهش‌های سیاسی، ش 13، صص 150-160.
جعفری کمانگر، فاطمه (1395) «بررسی عوامل ساختاری و محتوایی تشکیک پسامدرن در رمان هیس»، پژوهش‌های ادبی، ش 54، صص 32-66.
دان، رابرت.
جی (1401) بحران‌های هویت، نقد اجتماعی پست¬مدرنیته، ترجمه صالح نجفی، تهران، شیرازه.
شفیع‌نیا، مریم و همکاران (1397) «پایان قطعیت‌ها: بوطیقای عدم قطعیت در رمان پست¬مدرن پستی»، پژوهش‌های ادبی، ش61، صص75-106.
عباسیان، محدعلی (1400) «مدرن‌گرایی و پسامدرن‌گرایی در مواجهه با مسئله هویت و غیریت»، هستی و شناخت، شماره 1، صص151-171.
فوکو، میشل (1392) دیرینه‌شناسی دانش، ترجمه نیکو سرخوش و افشین جهاندیده، تهران، نی.
کاتب، محمدرضا (1381) پستی، تهران، نیلوفر.
------------- (1382) هیس، تهران، ققنوس.
------------ (1388الف) آفتاب¬پرست نازنین (نحر سنگ¬ها)، تهران، هیلا.
------------ (1388ب) رام¬کننده، تهران، چشمه.
------------ (1392) بی¬ترسی، تهران، ثالث.
------------ (1396) بالزن¬ها، تهران، هیلا.
کریمی، فرزاد (1398) تحلیل سوژه در ادبیات داستانی پسامدرن ایران، تهران، روزنه.
کوری، مارک (1397) نظریۀ روایت پسامدرن، ترجمه آرش پوراکبر، تهران، علمی و فرهنگی.
کهون، لارنس (1394) از مدرنیسم تا پست¬مدرنیسم، ویراست عبدالکریم رشیدیان، تهران، نی.
لایون، دیوید (1392) پسامدرنیته، ترجمه محسن حکیمی، تهران، آشیان.
لش، اسکات (1390) پست¬مدرنیسم، ترجمه شاپور بهیان، تهران، ققنوس.
مالمیر، تیمور و رستم یونس نجم‌الدین (1399) «تحلیل و نقد ویژگی‌های پسامدرنی رمان هیس»، فصلنامه ادب فارسی، شماره 2، صص 39-57.
مک¬هیل، برایان (1392) داستان پسامدرنیستی، ترجمه علی معصومی، تهران، ققنوس.
واگنر، پتر (1394) جامعه¬شناسی مدرنیته، ترجمه سعید حاجی‌ناصری و زانیار ابراهیمی، تهران، اختران.
وو، پاتریشیا (1389) فراداستان، ترجمه شهریار وقفی¬پور، تهران، چشمه.
یزدانجو، پیام (1381) به سوی پسامدرن، تهران، مرکز.
---------- (1394) ادبیات پسامدرن، تهران، مرکز.
یعقوبی جنبه سرایی، پارسا و همکاران(1396) «تعویق «خود» در داستان‌پردازی محمدرضا کاتب»، متن‌پژوهی ادبی، ش 73، صص53-78.
Hall, S. , D. , Held, and T. McGrew (eds.) (1992) Modernity and its Futures, Cambridge, Polity Press.












نامزد‌های کتاب سال ....




نامزدهای نهایی این جایزه در گروه‌های کلیات و دین، علوم اجتماعی، علوم سیاسی، اقتصاد، حقوق، حسابداری، مدیریت و بازرگانی، آموزش ‌و پرورش، و.... به این شرح معرفی شده‌اند.ادامه مطلب درنامزد‌های کتاب سال ....









.بازگشت












مروری بر زندگینامه محمدرضا کاتب ، به همراه لیست آثار و شرحی بر افکار و  اندیشه هایش – تیم مطالعاتی محمدرضاتیموری







محمدرضا کاتب



















شاید یکی از عجیب‌ترین سؤال‌هایی که همیشه وجود دارد و خودش را به شکل‌های مختلف نشان می‌دهد این است که چرا باید تغییرات را لمس کنیم و به خواسته‌هایش تن بدهیم و مسیرمان را دوباره و دوباره عوض کنیم .مگر جاده‌های قدیمی و قابل‌دسترس چه اشکالی دارند که ما باید دائم به دنبال تعیین حدود تازه‌ی خودمان میان ظلمات سرگردان باشیم .این سؤال‌ها همیشه خودشان را پشت بحث‌ها و حتی تئوری‌های علمی عجیب‌وغریب مخفی می‌کنند .اما خلاصه‌ی همه‌ی آن تفسیرها همین نکته‌ی ساده است که چرا باید دوباره مسیرمان را عوض کنیم و در پی جاده‌ی سنگلاخی باشیم که پر از شکست، سختی و ابهام است .جاده‌ی ناموجودی که معلوم نیست مقصدش کجاست .جاده‌های موجود هرچقدر هم کوتاه باشند ، باز دست‌کم ما را به مقصدی نزدیک می‌رسانند. و می‌توانند بخش کوچک و واضحی از دورانمان رانشانمان بدهند .چون ذات انسان کلیتی است که صرفاً روش بروز و ظهورش در دوره‌ها و شرایط مختلف تغییر می‌کند .پس اگر ما هم چنان به داشته‌های قطعی و گذشته‌مان بچسبیم ،باز تکه‌ای کوچک از دورانمان را در چنگ خواهیم داشت .داشتن یک‌تکه‌ی متقن ، روشن و بسیار کوچک از امروز باز بهتر از تمام احتمالی وپراز شک و شبهه‌ی امروز است .چون با تکیه‌بر این تکه‌ی کوچک باز می‌توانیم مسیری را انتخاب کنیم و سرگردان نباشیم .و در مقابل این ایده ،همیشه کسانی بوده‌اند که اعتقاد داشته‌اند که تکه‌های کوچک ، واضح و قطعی دیروز، زمانی به کار می‌آیند که از زاویه‌ی جهان امروز به آن‌ها بنگریم و همه‌چیز را از نو ارزیابی کنیم .در غیر این صورت ما با تکرار محض بخش‌هایی از گذشته فقط می‌توانیم به گذشته برسیم و در بهترین و خوش بینانه نرین حالت ، می‌توانیم خودمان را در بخش کوچکی از امروز زندانی کنیم و به تکه‌ی کوچکی از تصویرمان بسنده کنیم .و این درست خلاف جهتی است که هنر و ادبیات در تمام دوره‌ها طی کرده است .چون هنر و ادبیات در هر دوره‌ای به دنبال کامل‌ترین بیان، چهره و بازتاب انسان در لحظه‌ی اکنون است و تلاش می‌کند تمام پستی‌وبلندی‌های انسان و دورانش را در خودش جا بدهد .حرکت‌ها ، مکتب‌ها و سبک‌های ادبی هنری مختلف ،نشانی از تلاش‌های هنرمندان دوره‌های مختلف است که می‌خواستند هنر و ادبیات را به جایگاه واقعی خودش برسانند و با توجه به امکاناتشان آینه‌ای تمام‌قد برای عصرشان باشند. سبک‌ها، شیوه‌ها و آثار گوناگونی که تا امروز به وجود آمده‌اند به ما می‌گویند که لازمه‌ی شناخت و لمس هر دوره ،حرکت ، جستجو و تجربه‌ی راه‌های نرفته است .و لازمه‌ی بیان این حرکت - به‌وسیله‌ی هنر و ادبیات - خلق ایده‌ها ، ابزارها و تجربه‌های تازه است. باید دائم درحرکت باشی و آزمایش و خطا کنی تا بتوانی همچنان در دل ظلماتی که حدود واقعی ما را محدود و حبس کرده است پیشروی کنی . ادبیات و هنر به دلیل مختصات ویژه‌ای که دارند،در بزنگاه‌های خاصی حتی از فلسفه و... علوم دیگر می‌توانند پیشی بگیرند و در این پیشروی به ما کمک بیشتری بنمایند .چون علوم مختلف هرکدام تابع قوانین و قاعد ه های سخت و خاص خود هستند .برای آن‌که چیزی تبدیل به علم بشود باید مسیر خاصی را طی کند و چهارچوب‌های آهنین علوم را تحمل کند .اما ادبیات هنرمی توانند سبک‌بال وبی پروا به‌پیش بروند و اصراری در پاسخ‌گویی نداشته باشند .در سایه‌ی سبک‌بالی و تجربه‌ی شیو ه های تازه است که ما می‌توانیم برای بیان کامل‌تر دورانمان بهترین و رساترین ابزارها ، مبناها و روش‌ها را کشف کنیم. شیوه‌هایی که دربند هیچ‌چیزی نیستند و مانند خود انسان دائم درحرکت و تغییر و تحول هستند .و ما ناچاریم به اقتضای شرایط و برای شناخت موجودی که دائم تغییر شکل می‌دهد و درحرکت است،دائم درحرکت باشیم و در حین حرکت، روش‌ها محدود متغیر او را پیدا کنیم .و در پی ایجاد زاویه‌هایی متحرک برای دیدن جهان و مرزهای متحرک امکان باشیم . برای درک چنین موجود غریبی که هرلحظه شکل و شمایلش تغییر می‌کند ما نمی‌توانیم حتی بچسبیم به آن چیزی که ساعتی پیش یافته‌ایم ،چه برسد بخواهیم بچسبیم به آن چیزی که درگذشته‌های دور یافته‌ایم. چون تغییر چهره و حالت این موجود، جزئی از صفات مهم اوست که باقی صفاتش را تحت تأثیر قرار می‌دهد . بایدمراقب باشیم وانگذاریم به ذهن ما چیزی دائمی خودش را تحمیل و حرکت ما را کند . چون گاهی زمان با نوآوران و پیشروها بازی بدی می‌کند . یعنی همان‌هایی که دنبال راه‌هایی تازه برای انعکاس دورانمان بوده‌اند ، بعد از طی کردن مسافتی ،خودشان چسبیده‌اند به آن چیز نویی که باگذشت زمان دیگر کهنه‌شده است .و حالا نوآوران دیروز خودشان مقابل نوآوران ونو آوری های امروز ایستاده‌اند و تکیه داده‌اند به بخش ثابتی که یافته‌اند .وبرای اثبات خودشان و گذشته‌شان یا برای حفظ وضع موجود یا توجیه یافته‌هایشان،مانند کهنه‌های دیروز با نوآوران می‌جنگند تا هر طور هست خودشان را محق نشان بدهند. و غافل بوده‌اند که نو بودن ،یعنی تلاش و حرکت مستمر و در جریان بودن .و فقط تا زمانی که حرکت می‌کنی در سفر هستی .و وقتی ساکن و ثابت شدی هر چه باشی دیگر متحرک نیستی و هیچ نویی همیشگی نیست و به‌زودی کهنه می‌شود . و کهنه‌ترین تئوری‌ها وراه ها هم‌زمانی نوترین چیزها بوده‌اند که حالا این‌طور ازکارافتاده‌اند.و انسان برای یافتن تکه‌های غایب خودش چاره‌ای جز پیشروی و جستجویی دائمی ندارد . البته کندن از داشته‌ها ،یافته‌ها و تجربه‌ها سخت ودرد آور است. اما لازمه‌ی فهم ،آن‌هم در عصر سرعت ، انباشت‌ها و تغییرات بی‌پایان ،همراه شدن با سطوح متحرک و فراوان دورانمان است .دیگر هدف از لمس حرکت و تغییرات ،شناخت خود تغییرات نیست . شاید هدف رسیدن به‌نوعی روش و مبنا برای ارزیابی داشته‌ها ونداشته های مان هم نباشد.چون به نظر می‌آید دیگر حتی دنبال محورهای قابل‌اعتماد هم نیستیم .و ما هم مثل دورانمان میان راه‌ها و تکه‌پاره‌های موازی ، متفاوت و متضاد بی‌حدی گیر افتاده‌ایم وتنها کاری که از مان برمی‌آید این است که دست به انتخاب‌های متحرکی از جنس خودمان بزنیم و به‌جای رسیدن به مبناهایی همیشگی و همگانی ، به روایت شخصی‌ای از خودمان برسیم .کولاژبزرگی که شخصیت وفر دیت در حال تغییر ما رابتواند باز تاب بدهد .شاید در هیچ دوره‌ای ما بااین‌همه سطوح مختلف و متحرک روبه‌رو نبوده‌ایم . به همین دلیل هم هست که ابداع روش‌ها ،ابزارها و جریان‌های بیانی تازه ،امروز بیشتر از هر زمان دیگری حس می‌شود .چون امروز داشته‌های ما - که مقابل این‌همه چیز متحرک و متفاوت ایستاده‌اند- خیلی زود از کار می‌افتند .بخصوص که از هر وسیله و روشی قرار است استفاده‌های مختلف و متضاد بی‌پایانی بشود .چون حالا دیگر قرار نیست همه مخاطبان یک اثر، صرفابه یک نقطه‌ی ثابت و ساکن برسند .حتی دیگر قرار نیست مخاطبان مختلف به جهان‌های مختلف پیش‌بینی‌شده‌ای برسند، بلکه حالا باید مخاطب ، جهان شخصی‌اش را به بهانه‌ی اثر ابداع و اختراع کند. یعنی قضیه دیگر رسیدن به معنا ، مقصدوشناخت ...چیزی کامل یا ناقص نیست. دیگر جایی و چیزی نیست که کسی به آن بخواهدبرسدیا نرسد.چون بودونبودش دیگر دست مخاطب است . در چنین دورانی چسبیدن به داشته‌های قطعی یا گذشته‌ها به ما کمک چندانی نخواهد کرد. چون میان یک کولاژ بی‌نهایت و متحرک گیر افتاده‌ایم . کولاژی که ما را دچار یک بی‌شکلی عجیب‌وغریب کرده است . و اصرار ما در رسیدن به فردیت مان، شایدبیش از هر چیزی ، نشانه ای باشد برای بی سطح و حجم شدنمان .و قدرت انتخاب ما برای شدن‌ها وبودن های متفاوت به جای آن که ما را به تصویر مشخص تری از جهانمان برساند، بدتر جهانمان را بی‌شکل می‌کند .البته همیشه کسانی هستند که روی گذشته و داشته‌های روشن وقطعی شن پافشاری می کنند .این دسته دربهترین حالت می توانند در سایه ی ادبیات وهنر به معنای کالا ،کالایی را تولید کنندودر اختیارنیاز ها ی سطحی وزود گذر مخاطبانشان باشند . ادبیات وهنر به معنای کالا همیشه مجبور است صرفاً به- تکرار محض - گذشته تکیه بسنده کند.به همین دلیل هم همیشه درگذشته‌های دور و نزدیک به سر می‌برد ودایم به مخاطبش تلقین می‌کند که این جهان برآمده از نیازهای واقعی امروز اوست . و آشنا بودن این جهان تنها راه شناخت ولذت بردن ازآن است.واین گونه است که پاسخ هر مسئله ای از قبل برای این آثارروشن است . به وسیله ی تکرارمحض این جهان آشنا ومنجمد چگونه ممکن است بتوانیم دورانمان را پیدا کنیم .انسان امروز ، مسافری است که در قطاری نشسته وقطار با تمام سرعت در حرکت است. واین مسافر از پنجره ی کوچک کنارش به ظلمات خیره است .وگاه برای کسری از ثانیه تصاویری را می بیند که با سرعتی سر سام آور از کنارش می گذرند. واو به درستی نمی تواند بفهمد که تصویرچه چیزی را دیده است .یا اصلا چیزی را دیده است یا توهم خودش را در آن بیرون دیده .این که میان ظلمات ، دراین پنجره ی کوچک ومتحرک او چه می بیند وچه نسبتی بین خودش وتوهم ودیده هایش برقرار می کند هیچ معلوم نیست. سرعت وحجم تغییرات باعث می شود آن چیزی که اوفکر می کند می بیند با آن چیزی که می بیند متفاوت باشد. تغییر دائمی چهر ه ی حقایق در این دوره می تواند هم فرصتی بزرگ برای شدن ما باشد وهم تهدیدی بزرگ برای شناخت کاملمان . این فقط بستگی به ما وزاویه ی نگاه ما دارد . چهره وداشته های روشن ما منبع امنیت وقدرت ما هستند .وجهان متزلزل وبی شکل ،قدرت وخواست ما را بی گمان هدف قرار می دهد .شاید برخی از مخالفت هایی که با آثارتازه وپیشرو می شوداز همین منظر است .انگار که ما راه دیگری هم داشته ایم وچنین انتخابی کرده ایم .شرایط امروز ما یک انتخاب نیست، ضرورتی است که خودش را در لباس انتخاب به ما تحمیل می کند. ما همواره با یک گزینه روبه رو هستیم ومجبوریم آن را آزادانه انتخاب کنیم .و طنزدوران مان هم از همین جاشروع می شود .ندیدن تحولات وشرایط امروز به بهانه این که عده ای عمق مسئله را درک نکرده اند وبا سوءاستفاده از فرم ها وابزارها ،موج سواری می کنندیا به دنبال مدهای رایج روزگار هستند ،دلیل قانع کننده ای برای ندیدن دوران ما نیست .کسانی که صرفاً در پی مد و تقلیدهای کور کورانه یا استفاده ی ابزاری وظاهری از اشکال نو برای پوشاندن اثرشان هستند، خیلی زود وخودبه خود از چرخه خارج خواهند شد .کافی است نگاهی به گذشته کنیم وببینیم چطور حرکت ها وآثار غیر اصیل در زمان گم شده اند .گاهی برخی نیز عنوان می کنند که آثار پیشروی امروز ،هنوزموفق نشده اند که روندو قواعد ثابت وقابل اتکا یی به وجود بیاورند تا برای ارزیابی آثار متعلق به این دوران چیزی در دست داشته باشیم .آن ها فراموش می کنند که امروزما درشرایطی هستیم که دیگر نمی توانیم مانند گذشته به دنبال شیوه ها و راه هایی دائمی وثابت باشیم.این آثار در افق پیش روی خود قصد ایجاد چنین روندی را ندارندودر پی ایجاد هیچ اهرم ثابتی نیستند.چون برای همراه شدن با چنین دوران متغیر ودر حرکتی باید درحرکتی دائمی باشی .واین به معنای رویکردمتفاوت این تجربه ها به مسائل و داشته ها ماست.که اگر غیر از این بود نمی شد حدود مخفی دورانمان را مریی کنیم و باز ادامه بدهیم .می گویند گونه‌ای خاص از عروس دریایی وجود داردکه هرگز نمی‌میرد. این عروس دریایی قادر است وقتی پیر شد، تغییر شکل بدهدودو باره جوان شود . می‌گویند این عروس دریایی تنها حیوانی است که می تواند بارها و بارها در زمان به عقب برگردد وبعداز رسیدن به بلوغ ،دوباره نابالغ شود و این چرخه و بازگشت همین طور ادامه پیدا کند.شایدشبیه ترین موجود به این عروس دریایی ،هنر وادبیات است که بالغ وبعد پیر می شودو دوباره جوان می شود و از نو ادامه می دهد .

/منبع . مجله سینما وادبیات /





























اکبر خلیلی نویسنده پیشکسوت درگذشت







ادامه نوشته

محمد رضا کاتب













سوگ ادبیات در سالی که گذشت












سال ۱۴۰۲ فرهیختگان، نویسندگان و صاحبان فنون ادبیاتی رخ در نقاب خاک کشیدند که بی شک جای هر کدامشان خالی اما یادشان همواره با مردمان این خاک است. یادی می کنیم از تمام مهمانان آسمانی سالی که گذشت در این عرصه.

استاد احمد سمیعی گیلانی مترجم، نویسنده، ویراستار پیشکسوت و مدیر گروه ادبیات معاصر فرهنگستان زبان و ادب فارسی ۲ فروردین در ۱۰۳ سالگی از دنیا رفت.

چند روز پیش از آغاز سال ۱۴۰۲، نیکولا رُش (Nicols Roche)، سفیر فرانسه در ایران، با حضور در منزل سمیعی گیلانی، بالاترین نشان نخل آکادمیک فرانسه، کوماندور، را به او اهدا کرد.

احمد سمیعی (گیلانی) در ۱۱ بهمن ۱۲۹۹ در رشت به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در رشت گذراند و سپس وارد دانشگاه تهران شد. در اواخر دهه ۱۳۴۰ به‌عنوان ویراستار در مؤسسه انتشارات فرانکلین آن زمان مشغول خدمت شد و به‌ موازات آن دوره کارشناسی‌ ارشد زبان‌شناسی را در دانشگاه تهران گذراند.

او در کنار حرفه ویراستاری، چند کتاب در زمینه آیین نگارش و ویرایش تألیف‌ کرد و مقاله‌های ارزشمندی در مجلات متعددی نظیر پیک جوانان، کتاب امروز و رودکی به چاپ رسانید.

سمیعی کار ترجمه را با برگرداندن رمان «دلدار و دلباخته» از ژرژ ساند شروع کرد و بعداً آثاری را از نویسندگان بزرگی مانند ژرژ پرک و گوستاو فلوبر به فارسی برگرداند.

«خیال‌پروری‌های تفرجگر انزواجو» از ژان ژاک روسو، «چیزها» از ژرژ پرک (ترجمه)، «ادبیات ساسانی»، «داتا گنج‌بخش» (زندگی‌نامه و تعالیم شیخ ابوالحسن علی‌ بن عثمان هجویری) از شیخ عبدالرشید (ترجمه)، «چومسکی» از جان لاینز (ترجمه)، «هزیمت یا شکست رسوای آمریکا» از ویلیام لوئیس و مایکل له‌دین (ترجمه)، «ساخت‌های نحوی» از نوآم چامسکی (ترجمه)، «آیین نگارش»، «دیدرو» از پیتر فرانس (ترجمه)، «سالامبو» نوشته گوستاو فلوبر (ترجمه)، «شیوه‌نامه دانشنامه جهان اسلام»، «نگارش و ویرایش» و «تتبعات» از مونتنی (ترجمه) از جمله آثار اوست.

استاد عباسعلی براتی‌پور، شاعر بلندآوازه انقلاب و دفاع مقدس ۲ اردیبهشت در ۸۰ سالگی دار فانی را وداع گفت.

بهت نگاه، وعده دیدار، کتیبه شکیب، سینای سبز عشق، با شقایق ها برادر، عطش عشق، داغ تشنگی، سوار مشرقی، در ساحل علقمه، ماه در فرات، گزیده ادبیات معاصر ۲۴، زیتون و زخم،‌ دل و دریا، سه مجموعه شعر درباره رحلت امام راحل (ره) و ... بخشی از آثار زنده‌یاد براتی‌پور هستند.

احمدرضا احمدی شاعر، نویسنده و نقاش ایرانی، ۲۰ تیرماه پس از ماه‌ها تحمل بیماری امروز درگذشت.

احمدی متولد ۳۰ اردیبهشت ۱۳۱۹ در کرمان بود. وی سال‌ها در حوزه، ادبیات، شعر، نویسندگی و سینما فعالیت کرد.وی در زمینه شعر، موسیقی، ویراستاری و ادبیات کودک و نوجوان نیز فعالیت‌های بسیاری داشت.

از آثار او در حوزه شعر می‌توان به «دفترهای واپسین»، «دفترهای سالخوردگی»، «هزار اقاقیا در چشمان تو هیچ بود» و «روزی برای تو خواهم گفت» و از آثار او در حوزه کودک و نوجوان می‌توان به «دیگر در خانه پسرک هفت صندلی بود»، «دخترک ماهی تنهایی» و «مزرعه گل‌های آفتابگردان» اشاره کرد.

این شاعر فقید توسط مرکز هنرمندان ایران به عنوان موسس و پایه‌گذار موج شعر نو و پیشگام سورئالیسم در ادبیات کودکان شناخته شده است. «سفر در شب» یکی از قوی‌ترین آثار احمدی است که به موضوع‌های اجتماعی، صلح، همزیستی، تحمل و همکاری اشاره می‌کند.

وی در زمان حیات خود موفق به دریافت جوایز زیادی از جمله جایزه ملی، فرهنگی و هنری (بیژن جلالی) برای مجموعه اشعارش در سال ۱۳۸۵ شد. اشعار وی به زبان‌های مختلفی از جمله عربی، ارمنی، انگلیسی، فرانسوی، آلمانی، ایتالیایی، ژاپنی و کره‌ای ترجمه شده است. «از بارانی که دیر بارید»، «میوه‌ها طعم تکراری دارند»، «هزار اقاقیا در چشمان تو هیچ بود»، «روزی برای تو خواهم گفت» و «هزار پله به دریا مانده‌ است» از آثار این شاعر است.

همچنین نخستین نمایشگاه انفرادی نقاشی‌های احمدی با عنوان «هزار اقاقیا در چشم تو هیچ بود»، اردیبهشت ماه ۱۳۹۷ در گالری کاما برگزار شد.

وی در نمایشگاه‌های گروهی «۹۷+» (اسفندماه ۱۳۹۷- گالری افرند)، «دو از هزاران» (آبان ماه ۱۳۹۸- گالری الهی)، «گلگشت» (آذرماه ۱۳۹۸- گالری سروناز) و «کلکسیونر ۵» (بهمن ماه ۱۳۹۸- گالری آرتیبیشن) شرکت کرده است. دومین نمایشگاه انفرادی آثار نقاشی احمدی با عنوان «لکه‌ای از عمر بر دیوار بود» شهریور سال گذشته در گالری اُ برپا شد.

شهرام آزادیان استاد و عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران ۲۲ تیرماه درگذشت.

آزادیان استاد دانشگاه تهران بود.

سیدمحمد کاظم فیروزمند نویسنده و مترجم برجسته کتاب‌های تاریخ سیاسی ایران ۲۷ تیرماه در ۷۷ سالگی از دنیا رفت.

سیدمحمد کاظم فیروزمند خلخالی، متولد سال ۱۳۲۵، دانش‌آموخته ادبیات فارسی از دانشگاه فردوسی مشهد بود و در سال ۱۳۵۶ پس از خودآموزی زبان انگلیسی، اولین ترجمه خود را به نام دوزخ مجموعه داستان‌هایی از بورخس آغاز کرد. او برای نشریات سینمایی و ادبی، مانند رودکی و فردوسی و… ترجمه کرد. مهم‌ترین ترجمه‌های او عبارتند از شاخه زرین (پژوهشی در جادو و دین) اثر جیمز جورج فریزر، ای‍ران ب‍ی‍ن دو ان‍ق‍لاب از م‍ش‍روطه ت‍ا ان‍ق‍لاب اس‍لام‍ی نوشته یرواند آبراهامیان، بنیادهای اندیشه سیاسی مدرن اثر کوئنتین اسکینر، بریتانیا و انقلاب مشروطه ایران اثر منصور بنکداریان و اثر مشهور پاتریشیا کرون پیامبران بومی ایران در سده‌های آغازین اسلام: شورش‌های دهقانی و دین زرتشتی محلی.

کتاب بریتانیا و انقلاب مشروطه ایران: سیاست خارجی، امپریالیسم و اپوزیسیون، تألیف منصور بنکداریان، ترجمه کاظم فیروزمند اثر شایسته تقدیر سی و دومین دوره جایزه کتاب سال شناخته شد و نیز کتاب گزیده مقالات اساسی کایه دو سینما نوشته جیم هیلی‌ یر و ترجمه کاظم فیروزمند در چهارمین جشنواره کتاب سال تبریز به عنوان کتاب سال بخش ترجمه معرفی شد.

عبدالعلی قوام، مترجم، پژوهشگر و استاد علوم سیاسی، ۹ خرداد در ۷۸ سالگی از دنیا رفت.

قوام در طول چهار دهه فعالیت علمی خویش، ده‌ها اثر فاخر تولید و نقشی بی‌نظیر و بی بدیل در تقویت و غنای ادبیات رشته روابط بین‌الملل در ایران ایفا کرد.

کتاب اصول سیاست خارجی و سیاست بین‌الملل نوشته عبدالعلی قوام در سال ۱۳۷۰ در مراسم کتاب سال به عنوان اثر برگزیده معرفی شد.

«دیالوگ میان روابط بین‌الملل و حقوق بین‌الملل در آغاز هزاره سوم: یک مطالعه بین رشته‌ای»، «مبانی دیپلماسی: چگونگی مطالعه روابط میان دولت‌ها »، «تحولات سیاسی و اجتماعی اروپای شرقی تا ۱۹۴۵»، «اهمیت و مسائل حوزه اقیانوس آرام» با همکاری مریم دفتری، «اصول سیاست خارجی و سیاست بین‌الملل»، «توسعه سیاسی و تحول اداری»، «نقد نظریه‌های نوسازی و توسعه سیاسی»، «سیاست‌های مقایسه‌ای»، «چالش‌های توسعه سیاسی»، «جهانی شدن و جهان سوم»، «روابط بین‌الملل: نظریه‌ها و رویکردها»، «از منازعه تا همبستگی: بررسی روابط بین‌المللی خاورمیانه از منظر مکتب انگلیسی» با همکاری احمد فاطمی‌نژاد، «اتحادیه اروپا: هویت، امنیت و سیاست» با همکاری داود کیانی، «دولت‌سازی، ملت‌سازی و نظریه روابط بین‌الملل» با همکاری افشین زرگر، «سیاست‌شناسی: مبانی علم سیاست»، «نظریه روابط بین‌الملل: پیشینه و چشم‌انداز» با همکاری احمد فاطمی‌نژاد و سعید شکوهی، «روند دولت‌سازی و ملت‌سازی در قفقاز جنوبی» با همکاری افشین زرگر و «دین و نظریه روابط بین‌الملل» از جمله کتاب‌های به جامانده از اوست.

محمد شریف‌زاده مدیر نشر فرجام از ناشران قدیمی و پیشکسوت کشور با بیش از هفت دهه فعالیت فرهنگی ۲۶ فروردین درگذشت.

شریف‌زاده متولد دهم آذر ماه سال ۱۳۰۹ در تهران بود، وی از دهه ۳۰ فعالیت خود در صنعت چاپ و نشر را آغاز کرد، اواخر دهه ۴۰ تا اوایل دهه ۵۰ مدیر شرکت سهامی انتشار و پس از آن نیز از اوایل دهه ۵۰ تا اواخر دهه ۵۰ مدیر دفتر نشر فرهنگ اسلامی بود.

وی اواخر دهه ۵۰ انتشارات خود را به عنوان انجام کتاب تاسیس کرد و سپس نام آن را به فرجام تغییر داد. حوزه فعالیت‌های این انتشارات، چاپ و نشر کتاب‌های کودک و نوجوان بود.

حضور در هیات مدیره اتحادیه ناشران و کتاب‌فروشان تهران، همچنین هیات مدیره تعاونی ناشران و کتاب‌فروشان تهران ازجمله فعالیت‌های صنفی محمد شریف‌زاده به شمار می‌آید.

شریف‌زاده در طول سالیان مختلف به دلیل فعالیت گسترده در حوزه چاپ و نشر بارها تجلیل شد؛ وی سال گذشته به‌عنوان یکی از ۱۰۰ چهره ماندگار صنعت چاپ کشور انتخاب شده بود.

محمدعلی پناهنده مدیرمسئول نشر و کتابفروشی فن‌آوران ۱۹ خرداد درگذشت.

انتشارات فن آوران با هدف توسعه کتب مربوط به رشته ایمنی و بهداشت و محیط زیست از ۱۳۷۷ فعالیت خود را با مدیریت محمد علی پناهنده آغاز کرد و تاکنون نزدیک به ۳۰۰ عنوان کتاب در این زمینه به چاپ رسانده است.

ر. اعتمادی (رجبعلی اعتمادی زاده) که مدتی در بستر بیماری بود ۲۰ تیرماه در سن ۹۰ سالگی درگذشت.

اعتمادی نویسنده آثاری چون رنگ سرخ عشق، آخر خط، گنجشک‌های غم،گلبانو، چهل درجه زیر شب، هفت آسمان عشق و بسیاری دیگر بود.

رجبعلی اعتمادی‌زاده مشهور به ر. اعتمادی متولد بهمن ماه ۱۳۱۲ نویسنده و روزنامه‌نگاری بود که به‌خاطر نوشتن رمان‌های عامه‌پسند و پرفروش شهرت داشت.

اسماعیل حصاری از اعضای قدیمی شورای کتاب کودک که در دهه ۸۰ در گروه‌های تخصصی رمان تالیف و ترجمه فعالیت می‌کرد، در ۲۱ دی ماه درگذشت.

او به واسطه تحصیل در رشته مهندسی مکانیک در دانشگاه صنعتی شریف، فعالانه در تهیه جلدهای ۱۵، ۱۶ و ۱۷ فرهنگنامه کودکان و نوجوانان «گروه فیزیک» همکاری داشت.

صمد موحد، نویسنده، پژوهشگر و مصحح کشور ۲۸ آبان ماه درگذشت.

صمد موحد متولد سال ۱۳۱۵ بود. از جمله آثار و تصحیح‌های او می‌توان به «کوی طریقت» ، «فصوص الحکم»، «نگاهی به سرچشمه حکمت اشراق و مفهوم‌های بنیادی آن»، «عارفی با دو چهره؛ سیری در احوال و آثار محمود شبستری»، «گلشن راز»، «گوهر مراد»، «کلید سعادت: گزیده اخلاق ناصری»، «مجموعه آثار شیخ محمود شبستری»، «تحفه العالم و ذیل التحفه» و «سیری در تصوف آذربایجان» اشاره کرد.

مرید محمدی پژوهشگر و شاعر پیشکسوت و برجسته استان چهارمحال و بختیاری بامداد ۸ آبان ۱۴۰۲ در سن ۷۹ سالگی در شهرکرد درگذشت.

محمد کلباسی، یکی از مؤسسان جریان داستان نویسیِ جُنگ اصفهان، ۹ آبان ماه در بیمارستان خورشید این شهر درگذشت.

محمد کلباسی سال ۱۳۲۲ در اصفهان زاده شده و کارشناس ارشد ادبیات تطبیقی از دانشگاه تهران بود. او که نگارش داستان کوتاه را از دهه ۴۰ آغاز کرد در دهه‌های ۴۰ و ۵۰ عضو جُنگ ادبی اصفهان بوده و با مجلات ادبی مختلفی همکاری داشت.

کلباسی که یکی از اعضای هسته اصلی جنگ اصفهان به شمار می‌رفت، همراه با هوشنگ گلشیری و ابوالحسن نجفی از مؤسسان جریان داستان‌نویسیِ جنگ اصفهان بود و ابتدا نیز با انتشار داستان‌های کوتاهش در این مجله و همچنین سایر مجلات ادبی اصفهان اصفهان شناخته شد.

از شادروان محمد کلباسی تنها یک مجموعه به نام «سرباز کوچک» در پیش از انقلاب منتشر شد و مجموعه داستان‌های «صورت ببر» و «نوروز آقای اسدی» نیز از دیگر آثار او در بعد از انقلاب است. همچنین ترجمه کتاب «ادبیات و سنت‌های کلاسیک» از دیگر آثار او به‌شمار می‌رود. او مدتی نیز برای تدریس و زندگی به استرالیا رفت.

مجموعه داستان «او» نیز سال ۱۳۹۶ توسط نشر چشمه منتشر و راهی بازار نشر شد که آخرین اثر زنده‌یاد محمد کلباسی است که ۱۰ داستان کوتاه از این نویسنده به نام‌های «شولای خاک»، «ماهنامه‌ی دقایق»، «ایستگاه پایانی»، «او»، «نوروز آقای اسدی»، «خون طاووس»، «بعد از ظهر آقای کمالی»، «در سایه سار غروب»، «رجل مشروطه» و «دلالان هزارپا» را در بر می‌گیرد که در فاصله‌های زمانی زیادی نوشته شده‌اند.

محمدغلامرضایی محقق و استاد دانشگاه به سال ۱۳۳۱ در خور و بیابانک که هم اکنون از توابع نایین در استان اصفهان است، چشم به جهان گشود و ۳۰ مهرماه رخ در نقاب خاک کشید.

غلامرضایی در مدت بیست وپنج سالی که فعالیت دانشگاهی داشته است دروس گوناگون را در دوره های دکترا و کارشناسی ارشد و کارشناسی ادبیات فارسی تدریس کرده است و تعداد قابل توجهی از رساله های دانشجویان به راهنمایی یا مشاوره ای او به پایان آمده است.

وی به تشویق استاد «ایرج افشار» و تمایل آن انجمن اقدام به فهرست نویسی آثار خطی آن انجمن کرد. این اثر که با نام «فهرست کتاب های کتابخانه انجمن آثار ملی» در سال ۱۳۵۶ به چاپ رسید، شامل تعدادی نسخ برای نمونه بود که با مقدمه ایرج افشار به چاپ رسید.

«داستان های غنایی منظوم تا آغاز قرن هفتم» نام یکی دیگر از تألیفات غلامرضایی است که در واقع رساله دکترای او بوده است.در ویراست دوم ۶ داستان به صورت زبان خود شاعر تلخیص شده است و خوانندگان می توانند از این خلاصه ها استفاده کنند.

سبک شناسی شعر و نثر از جمله دروسی است که از سال ها قبل محمد غلامرضایی تدریس می کرده است. در سال های تدریس نمونه های یافته شده باعث تألیف آثار فوق است. «سبک شناسی شعر پارسی از رودکی تا شاملو» از جمله آثار تألیفی محمد غلامرضایی است که مبنای تقسیم بندی آن زمان است. در فصل اول مباحث کلی مورد بحث واقع شده است و در یازده فصل نگارش یافته است. در فصل اول مقدمات ارائه شده به صورت جامع و کامل است و تعریفات جامعی از لغات مهم ارائه شده است.

«سبک‌شناسی نثرهای صوفیانه: از اوایل قرن پنجم تا اوایل قرن هشتم»، «سبک‌شناسی شعر پارسی از رودگی تا شاملو»، «تَشته فُر:‌ آیین زندگی در دهه‌های پیشین خور و بیابانک»، «سی قصیده ناصرخسرو»، «روش تحقیق و شناخت مراجع ادبی»، «داستان‌های غنایی» و «ارج‌نامه محمد معین» از جمله آثار به‌جامانده از این استاد زبان فارسی است.

استاد علیرضا شجاع‌پور شاعر میهنی ایران، سراینده مثنوی‌های وطن، عشق جاویدان من؛ ایران من و در بارگاه فردوسی پس از گذراندن چند ماه بیماری طاقت‌فرسا، - ۲۶ مهر- چشم از جهان فروبست.

استاد شجاع‌پور دانش‌آموخته حقوق و علوم اداری و دیپلمات بازنشسته وزارت امور خارجه، بیستم اسفند ۱۳۲۱ در خاندانی از بزرگان لرستان، در ازنا چشم به جهان گشود؛ از دوران کودکی با شعر شاعران بزرگ آشنا شد و استعداد شاعری‌اش را نشان داد و پس از طی دوران جوانی و سرودن اشعار عاشقانه و نیز طنزآمیز، رفته رفته روی به مفاهیم ژرف‌تر آورد و در غالب اشعارش، به ایران و تاریخ، فرهنگ و تمدن آن و مسائل اجتماعی ایرانیان پرداخت.

شجاع‌پور در همه قالب‌های شعر فارسی و در سبک‌های کهن و نو تبحر داشت و اشعار متنوع و ارزشمندی به گنجینه شعر و ادب فارسی افزود. مثنوی‌های «وطن»، ‍«عشق جاویدان من؛ ایران من»، «در بارگاه فردوسی» و «ساقی‌نامه»؛ و شعر نیمایی «رستم و سهراب» از مهمترین و مشهورترین آثار آن مرحوم است.

وی غزل‌سرایی چیره‌دست نیز بود و غزل‌های ناب و استواری با مضامین عرفانی، عاشقانه و اجتماعی سروده‌است. مشاعره او با بانوی غزل‌سرای معاصر و تضمین به اشعار سعدی، حافظ و شهریار هم از آثار برجسته استاد شجاع پور است. همچنین پژوهش هایی در شاهنامه فردوسی و اشعار سعدی و حافظ داشت که برخی از آنها به نشر رسیده یا در کلاسهای شاهنامه‌پژوهی و حافظ‌شناسی آن مرحوم ارائه شده‌است.

سه مجموعه شعر نیمه‌تمام (۱۳۷۷)، وطن یعنی همین‌جا یعنی ایران (۱۳۸۱) و هنوز نیمه‌تمام (۱۳۹۹) در کنار تصحیح شاهنامه فردوسی (۱۳۸۰) و بیژن و منیژه (۱۳۸۱)، کتاب‌های منتشر شده از شجاع پور است، البته اشعار، جستارهای ادبی و دست‌نوشته‌های پژوهشی منتشرنشده‌ای نیز از آن مرحوم به جای مانده‌است.

از شعر معروف «وطن» با صدای علیرضا عصار در سال ۹۰ اجرا شده‌است می‌توان به عنوان یک اثر ماندگار نام برد: «وطن یعنی چه آباد و چه ویران/ وطن یعنی همین جا یعنی ایران».

محمدرضا راشدمحصل، پژوهشگر و استاد زبان فارسی ۱۹ مهرماه در ۸۷ سالگی از دنیا رفت.

راشدمحصل در خردادماه سال ۱۳۱۵ هجری شمسی در خانواده‌ای روحانی در روستای افضل‌آباد ماژان از توابع خوسف بیرجند متولد شد. پس از اتمام تحصیلات مقدمانی در بیرجند در ۱۳۳۳ به خدمت فرهنگ درآمد و پس از طی دوره های عالی تحصیلی در سال ۱۳۵۳ مدرک دکترای زبان و ادبیات فارسی گرفت.

همکاری با فرهنگستان زبان و ادبیات، عضو هیأت علمی دانشگاه جندی‌شاپور اهواز (شهید چمران فعلی)، همکاری با شورای کتاب کودک، تدوین دایره‌المعارف (قاموس)، تدریس در دانشگاه تبریز، همکاری با دانشکده ادبیات مشهد و دانشگاه بیرجند، عضو هسته قطب علمی فردوسی‌شناسی و عضو هیأت مدیره فرهنگسرای فردوسی از جمله فعالیت‌های این چهره است‌

او بیش از ۸۰ مقاله و کتاب نوشته است که از جمله کتاب‌های او می‌توان به «پرتوهایی از قرآن و حدیث در ادب فارسی»، «گزیده حدیقه سنایی با شرح و توضیح»، «نشانه‌شناسی ادبی در کاربرد قرآن و حدیث»، «تاریخ فرهنگ و آموزش نوین در بیرجند»، «فارسی عمومی» (با همکاری دکتر بهنام‌فر و دکتر محمّدی)، «داستان گشتاسب در دو نگاه» (پیکره‌شناسی و دریافت‌های اجتماعی)، «نظارت بر تهیه و چاپ سه کتاب شاهنامه‌پژوهی و «خیّام‌شناخت و عطّارشناخت» (ویژه‌نامه‌های فردوسی، خیّام و عطّار) اشاره کرد.

مدیر انتشارات اسلامی در ۸۲ سالگی و بعد از ۶ دهه فعالیت در حوزه نشر ۱۷ مهرماه دارفانی را وداع گفت.

مرحوم قاسم نظیفی، متولد ۱۳۲۰ در تهران بود. وی از ۲۱ سالگی انتشارت اسلامی را در بازار بین‌الحرمین تاسیس کرد. حاج‌قاسم نظیفی در روزهای پیش از انقلاب، آثار چهره‌هایی مانند شهید مطهری، علامه جعفری و آیت‌الله مهدی الهی قمشه‌ای را منتشر کرد. ساواک سال ۱۳۵۶، جواز فعالیت مدیر فقید انتشارات اسلامی را به‌دلیل مبارزات سیاسی، باطل کرده بود.

اکرم امینی خبرنگار کتاب پس از دو سال مبارزه با بیماری سرطان و تحمل یک دوره سخت بیماری ‌روند درمان و انجام پیوند مغز استخوان شامگاه دوشنبه - ۲۷ شهریور - در بیمارستانی در تهران درگذشت.

اکرم امینی، متولد سال ۱۳۶۱ در اصفهان و همسر محمد آسیابانی (خبرنگار)، خبرنگار کتاب و ادبیات بود و مدتی در خبرگزاری‌های ایبنا و ایکنا فعالیت می‌کرد و با روزنامه‌های تعادل و آرمان ملی هم همکاری داشته است.

علی‌اصغر بهرامی یکی از مترجمان کشور ۲۴ خرداد در ۸۳ سالگی بر اثر ایست قلبی به دیار باقی شتافت.

علی‌اصغر بهرامی (ع. ا. بهرامی)، زاده ۱۳۱۹ در شیراز بود. از چهارسالگی به مدت ۱۰ سال در نی‌ریز زندگی کرد و سپس به شیراز برگشت و دیپلم پایان تحصیلات متوسطه را از دبیرستان شاهپور این شهر گرفت. تحصیلات دانشگاهی‌اش را در رشته زبان و ادبیات انگلیسی در شیراز و سپس در زمینه تدریس زبان انگلیسی در سیدنی انجام داد. او پس از چند سال تدریس در سمنان این کار را در شیراز ادامه داد و پس از بازنشستگی برای سکونت به تهران آمد.

«افسونگران تایتان»، «سلاخ‌خانه شماره پنج»، «شب مادر»، «خشکسالی»، «در طلب زرتشت»، «اساطیر مشرق‌زمین»، «کابوس چهاربعدی»، «پایان راه»، «مردی بدون وطن»، «گالاپاگوس»، «قصه عشق»، «اساطیر خاورمیانه»، «امپراتوری خورشید»، «گهواره گربه»، «بی در کجا»، «ساحل پایانی»، «دنیای بلور»، «برج»، «همه چیز فرو می‌پاشد»، «رهنمودهایی برای نزول در دوزخ» و «منطقه مصیبت‌زده شهر» از آثار به‌جامانده از این مترجم است.

علی رفیعی‌ علامرودشتی نویسنده، کتابشناس، محقق و پژوهشگر متون تاریخی و رجالی ۵ تیرماه در ۷۲ سالگی دار فانی را وداع گفت.

وی نویسنده، کتاب‌شناس، مصحح و محقق در حوزه فقه و اصول، علوم حدیث، رجال، تاریخ و تراجم و عضو دایرةالمعارف بزرگ اسلامی متولد سال ۱۳۳۰ در علامرودشت فارس بود. وی دوران مکتب و ابتدایی را در علامرودشت گذارند و سپس برای ادامه تحصیل به شهرهای شیراز و نجف مهاجرت کرد. رفیعی سال ۱۳۵۰ به ایران بازگشت و در حوزه علمیه قم زیر نظر آیت‌الله اصفهانی، آیت‌الله گلپایگانی، مرعشی نجفی و وحید خراسانی، اصول فقه، تفسیر و کلام را فراگرفت.

این نویسنده و پژوهشگر فقید سال‌های پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در زادگاهش، مبارزاتی علیه رژیم پهلوی داشته و چندین بار توسط ساواک دستگیر شد. وی بعد از انقلاب به کار تدریس در دانشگاه و تربیت معلم مشغول شد و در کنار تدریس به کار تحقیق و پژوهش پرداخت و آثار زیادی را تألیف کرد. بنیاد دایرةالمعارف اسلامی، دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، دایرةالمعارف تشیع، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، مرکز دایرةالمعارف اسلام ترکیه، دایرةالمعارف فلسطین، دایرةالمعارف ادب فارسی، مرکز دارالحدیث، مرکز دایرةالمعارف امام خمینی(ره) و مرکز ترجمه قرآن از مراکزی هستند که زنده‌یاد رفیعی در امور پژوهشی با آنها همکاری داشته‌ است.

تاریخ و جغرافیا و رجال علمی و ادبی علامرودشت، تاریخچه پیدایش مطبوعات فارسی، پیروزی قدس، نظام سیاسی اسلام، تاریخ‌مندی سوسیالیسم و نقدی بر مارکسیسم، شکست پیلداران، زندگینامه مؤذنان در تاریخ اسلام و شهاب شریعت از آثار منتشر شده زنده‌یاد رفیعی‌علامرودشتی و کتاب‌های زندگینامه سیدمرتضی علم‌الهدی معروف به شریف مرتضی، رجال و بزرگان سیراف، رجال و بزرگان فال، زندگینامه مفصل حضرت آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی (ره) از آثار چاپ نشده این نویسنده فقید است.

نیما حضرتی مترجم آثار کلاسیک و سخت‌خوان نویسندگان برجسته ای از جمله آگاتاکریستی و جوزف کنراد ۲۸ شهریور بر اثر ایست قلبی درگذشت.

حضرتی متولد فروردین سال ۱۳۶۴ بود و روی ترجمه آثار سخت‌خوان که زمان زیادی برای ترجمه نیاز دارد، تمرکز داشت.

او ترجمه آثار حلقه: کمدی در سه پرده، قصه های آشوب، آقای کوئین مرموز، آواز قو، شبح مرگ بر فراز نیل، اما و جین آستین و بسیاری دیگر را در سابقه خود داشت.

محمد محمدعلی داستان‌نویس کشور ۲۴ شهریور به وقت ایران در ۷۵ سالگی در کانادا درگذشت.

محمدعلی هفتم اردیبهشت ۱۳۲۷ در خیابان مولوی تهران به دنیا آمد. نخستین کتابش را که مجموعه داستانی با نام «درهٔ هندآباد گرگ داره» بود در ۱۳۵۴ منتشر کرد و در آن به شیوه‌ای واقع‌گرایانه به زندگی فقرزده روستاییان پرداخت. محمدعلی یکی از اعضا و شرکت‌کنندگان جلسات داستان‌خوانی و داستان‌نویسی پنج‌شنبه‌ها با نظارت هوشنگ گلشیری بود. از سال ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۱ سردبیری فصلنامه‌ای به نام برج را به عهده داشت و پس از آن نیز کم و بیش با مطبوعات از جمله مجله‌های دنیای سخن و آدینه همکاری می‌کرد و سه ویژه‌نامه شعر و داستان مجله آدینه به سردبیری او منتشر شد. در سال ۱۳۶۴ به همراه جواد مجابی، محمد مختاری و حمیدرضا رحیمی جلسه شاعران سه شنبه را تشکیل داد.

از مهم‌ترین آثار او رمان «برهنه در باد» است که جایزه داستان‌نویسی «یلدا» را نیز از آن خود ساخت؛ اثری که همچنین در میان نامزدهای نهایی جایزه منتقدان و نویسندان مطبوعات بود.

از آثار این نویسنده به این عنوان‌ها می‌توان اشاره کرد: مجموعه‌ داستان‌های «بازنشستگی و داستان‌های دیگر» (۱۳۶۶)، «چشم دوم» (۱۳۷۳) و «دریغ از روبه‌رو» (۱۳۷۸) و رمان‌های «رعد و برق بی‌باران» (۱۳۷۰)، «نقش پنهان» (۱۳۷۰)، «باورهای خیس یک مرده» (۱۳۷۶)، «برهنه در باد» (۱۳۷۹، برنده‌ تندیس یلدا در سال ۱۳۸۰)، «قصه‌ تهمینه» (۱۳۸۲)، «آدم و حوا» (۱۳۸۳)، «جمشید و جمک» (۱۳۸۳)، «مشی و مشیانه» و «جهان زندگان».

حاج حبیب صحاف پس از عمری مجاهدت در راه قرآن ۲۲ شهریور در ۸۳ سالگی دعوت حق را لبیک گفت.

این قاری و استاد قرآن کریم متولد ۱۳۱۹ شهر کاظمین است. پدرش متولد تبریز و مادرش نوه آیت الله نائینی بود. او با تشویق خانواده خصوصاً مادر که حافظ کل قرآن بود آموختن قرآن را آغاز کرد و در جوانی از محضر اساتید صاحب نام جهان اسلام از جمله عبدالباسط و مصطفی اسماعیل تلمذ کرد.

این استاد فقید سال های عمرش را صرف آموزش جوانان کرد و شاگردان زیادی از محضر او آموختند و پله های ترقی را طی کردند.

حسین هاشمی، نویسنده پیشکسوت طنز رادیو ۳۰ آبان، بر اثر بیماری دارفانی را وداع گفت.

هاشمی از هفته نامه قدیمی و اثرگذار توفیق فعالیت طنزپردازی را آغاز کرد و خیلی زود در حلقه نامداران و بزرگان محفل توفیق جای گرفت. او در کنار استادانی چون محمد پورثانی، محمد حاجی حسینی، حسامی محولاتی، محمد خرمشاهی، حسین مدنی و... جایگاه ویژه ای یافت و در ستون معروف انگولک به جراید با تخلص بوتنوری اخبار داغ روز را به طنز می نوشت.

استاد باقر خلیلی نویسنده و ویراستار پیشکسوت رادیو فرهنگ، ۱۱ دی ماه به علت بیماری دار فانی را وداع گفت.

خلیلی متولد ۱۳۲۶ شهر ساوه، از سال ۱۳۷۲ وارد رادیو شد و از زمان تاسیس شبکه رادیویی فرهنگ به صورت مستمر با این شبکه رادیویی در حوزه نویسندگی و ویراستاری همکاری می‌کرد.

زنده یاد خلیلی برادر خانم امام موسی صدر عضو تیم برنامه ساز و اتاق فکر برنامه «هنرنامه» رادیو فرهنگ و گوینده برنامه «الا یا ایها الساقی» بود که در بیش از یکصد و ۱۳ قسمت تهیه و از رادیو فرهنگ پخش شد.

او در سال ۱۳۲۲ در تهران متولد شد و سومین فرزند یک خانواده ۶ نفری بود. بعد از این که دوران دبستان و دبیرستان را گذراند، در سال ۱۳۴۱ در نیروی هوایی استخدام شد و چون استعداد نسبتاً خوبی داشت یک سال پس از آن برای گذراندن دوره فنی به آمریکا فرستاده شد. در سال ۱۳۵۵ برای بار دوم اعزام شد و دوره تکمیلی الکترونیک را گذراند. در مدت سه سالی که طی دو نوبت در خارج از کشور تحصیل کرد، دوره‌های مختلف آموزشی و مشاوره را هم گذراند. در طول خدمت بیشتر به آموزش زبان و الکترونیک مشغول بود و در سال ۱۳۷۲ با درجه سرهنگی بازنشسته شد.

فاطمه کریمی کارشناسی ارشد باستان‌شناسی و عضو شورای عالی علمی دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی از ۱۳۹۰ تاکنون ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۲ درگذشت.

کریمی متولد سال ۱۳۲۴ در تهران بود. او علاوه بر فعالیت در مرکز دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی، عضو هیات‌های باستان‌شناسی سازمان میراث فرهنگی ایران، سرپرست کاوش علمی در دژ حسن صباح الموت (در سال ۱۳۷۸ش)، سرپرست هیات کاوش در قلعۀ باستانی بندر هرمز (در سال ۱۳۷۴ش) و مدیر بخش هنر و معماری دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی بود.

از او چنیدن تالیف مانند مقدمه‌ای بر هنر کاشیگری ایران، هنر سفالگری دوره اسلامی ایران و گلستان خیال به جا مانده است. کریمی همچنین مولف مقاله‌های مقدمه‌ای بر شناخت رباط در ایران، کاوش کنگاور و کارنامه علمی باستان‌شناسی ایران بود.

بتول فیروزان نویسنده، مترجم و نوه امام موسی صدر ۱۱ فروردین در ۳۵ سالگی دارفانی را وداع گفت.

بتول فیروزان متولد ۱۳۶۷ دانش‌آموخته مطالعات روانکاوی نظری از دانشگاه UCL لندن بود و مقالات متعددی از جمله زمینه‌های روانی شکل‌گیری و رشد گروه‌های همچون داعش را در جهان اسلام نگاشته بود.

وی همچنین از مترجمان مجموعه‌ «بچه‌های اطراف جهان» در نشر اطراف بود که ترجمه «پسری که با برگ موز فوتبال راه انداخت» نوشته کیتی اسمیت میلوِی از آثار زنده‌یاد فیروزان است.

ترجمه «نقطه می‌خواست فرار کند» که از آثار هشام مطر بود، از دیگر آثار این مترجم فقید است.

بتول فیروزان فرزند مهدی فیروزان نویسنده، موسس و مدیرعامل شهرکتاب، حورا صدر و نوه امام موسی صدر بود.