رام کننده
رام کننده
جانهای عزیز، گرفتار در دایره طلسمی که شبیه به گرداب همهچیز را درون خود میبلعد... کتاب رام کننده نوشتهی محمدرضا کاتب داستانی با قصههای تودرتو و سرشار از معما و تعلیق است. این کتاب داستان پسر نوجوانی را بهتصویر میکشد که باید خودش را از دام یک طلسم ناشناخته نجات دهد. رمان پیشروی شما، همچون یک فیلم سینمایی آنقدر تعلیق و گره دارد که شما را تا پایان داستان، مشتاق و کنجکاو در کنار خودش مینشاند.
دربارهی کتاب رامکننده
تابهحال با یک طلسم حقیقی روبهرو شدهاید؟ اصلا شما به طلسم و اتفاقاتی که پیرامون آن رخ میدهد اعتقاد دارید؟ اگر روزی در دایرهی یک نفرین قرار بگیرید چه میکنید؟!
محمدرضا کاتب در کتاب رام کننده روایتی معمایی و تعلیقبرانگیز را روایت میکند که شخصیت اصلی آن یک پسر نوجوان و بینام است! کسی که به طلسمی به نام «تله» گرفتار شده! طلسمی که شبیه به موج دریا، هر کسی را که در مقابل آن قرار بگیرد مبتلا میکند و طلسمشدگان این توانایی را مییابند که دیگران را آلوده کنند. البته یک راه رهایی از این طلسم وجود دارد و آن یافتن پادزهر تله است...
فضای رازآلود، معمایی و کمی ترسناک کتاب رام کننده شما را در مقابل دنیای جدیدی از فضای مرموز قرار میدهد که تا پیش از این، آن را تجربه نکردهاید. محمدرضا کاتب، تقلای پسر نوجوان را برای پیدا کردن پادزهر خنثیکننده با هنرمندی خاصی به تصویر کشیده و فضاسازی داستان آنقدر شفاف است که گاهی خودتان را به جای شخصیت اصلی و در تلاش برای یافتن پادزهر طلسم مییابید!. در پیِ این تلاش برای یافتن راه خروج از طلسم، مرحبا که ناپدری پسر است به او میگوید که راه خروج از طلسم در دستان پدر واقعیاش، «زمان» است. پس بهتر است پیش از آنکه توسط تله نابود شود و دیگران را هم به نابودی ببرد، نزد او برود.
رمان رام کننده اثر محمدرضا کاتب، در نگاه اول، داستانی روایی، خطی و ساده است اما پیچیدگیهای ظریف و معماگونهی آن شما را به یک ماجرای عجیب میبرد که برای همراه شدن با اتفاقات آن، به تامل و تعمق بیشتری نیاز دارید. این ویژگی سهل ممتنع، به جذابیت داستان افزوده و آن را به داستانی استعاری و سمبلیک تبدیل کرده است. این رمان دارای دو فصل بلند است و دیالوگها و گاهی مونولوگهای شخصیتها، ساختار آن را میسازد. رمان رامکننده بهقلم محمدرضا کاتب توسط انتشارات چشمه منتشر شده و درونمایهای فلسفی، رازآلود و خاص دارد که قطعا برای طرفداران داستان و رمانهای ایرانی جذاب خواهد بود.
کتاب رامکننده مناسب چه کسانی است؟
افرادی که به ادبیات داستانی معاصر ایران و همچنین رمانهای پرتعلیقِ پستمدرن با درونمایههای فلسفی و روانشناختی علاقهمند هستند، از خواندن این کتاب لذت خواهند برد.
دربارهی محمدرضا کاتب بیشتر بدانیم
محمدرضا کاتب (متولد 1345) با نگارش کتاب «هیس» توانست نظر جامعه ادبی، نویسندگان و مخاطبان جدی را به خودشان جلب کند. رمانی که توانست بهعنوان رمان برگزیده سال منتقدان و نویسندگان مطبوعات کشور معرفی شود. محمدرضا کاتب، علاوهبر تخصص در زمینهی نویسندگی، با فعالیتهای حرفهای در حوزهی فیلمسازی و فیلمنامهنویسی نیز شناخته میشود و از میان فیلمنامههای او میتوان به «لاکپشتها پرواز نمیکنند» و «سرخی سیب کال» اشاره کرد. «وقت تقصیر»، «آفتابپرست نازنین»، «بیترسی»، «بالزنها» و... تعدادی از رمانهای منتشرشده به قلم او هستند.
در بخشی از کتاب رام کننده میخوانیم
به عروسیشان دیگر چیز زیادی نمانده بود. یک شب وقتی زمان به اتاق خورشید آمد او را آنجا ندید. هر شب خورشید از مدتها قبل انتظارش را میکشید. زمان اتاقها را گشته بود. خبری از خورشید نبود. همهجا را گشته بود بهجز سرداب که از تو درش قفل بود. از میان شبکههای چوبی سرداب نگاهی تو انداخت. غیر از تاریکی هیچچیزی پیدا نبود. بیآنکه خورشید را ببیند، او را میان تاریکی دید. نمیفهمید چرا او خودش را توی سرداب حبس کرده. نمیخواست کاری برخلاف میل او بکند. رفته بود از سرداب بیرون. و روزها و شبهای بعد هم همین ماجرا بود. وقتی عمویش به زمان گفت که خورشید چیزی تو این چند روزه نخورده، زمان در را شکسته بود. و چراغ بهدست وارد سرداب شده بود. خورشید با چشمهای بسته روی تختی دراز کشیده بود. صدای نفسهایش میگفت بیدار و خشمگین است. زمان چراغ را خاموش کرد. میان تاریکی و نم سرداب در سکوت نشسته بود و انتظار چیزی را میکشید که خودش را بهش نشان بدهد. دیگر احتیاجی به حرف زدن هم نبود. از سرداب زد بیرون: عمویش به زمان گفته بود که خورشید دیگر قصد ازدواج با او را ندارد.
زمان تمام روز میان درختهای پاییززدهی باغ در انتظار مینشست و به سرداب خیره میشد. بالاخره روز ازدواجشان از راه رسید و شب شد و خورشید از سرداب بیرون نیامد: با چشمهای بسته تمام روز بیحرکت گوشهای افتاده بود. و با خودش در حال جنگی بینتیجه بود. نمیتوانست قبول کند که زمان یک تلهکننده است. و آدمهای زیادی را کشته و عدهای را بیمار و رنجور کرده و... دیگر حالا خورشید مطمئن بود پدرش، مادرش و برادرهایش به دست زمان تله و یا کشته شدند.منبع /کتاب راه
بررسی شگرد اتصال کوتاه در رمان هیس

نویسنده:فرشته ناصری (مدرس و عضو هیات علمی دانشگاه)
چکیده:
به دنبال تحولات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و تغییر نگرش فلسفی انسان در قرن بیستم، تحولات مهمی در عرصة هنر و ادبیات، تحت عنوان پستمدرنیسم شکل گرفت. گسترش این تحولات منجر به تولد و تکامل شگردهای جدیدی در داستاننویسی پستمدرن شد. ازجملة این شگردها میتوان به اتصال کوتاه اشاره کرد. اتصال کوتاه به حضور نویسنده در پیکر شخصیت داستان گفته میشود. داستاننویس با استفاده از تمهیداتی فاصلۀ میان خود، خواننده و متن را کاهش میدهد و در داستان حاضر میشود. این کاهش، فاصلۀ دنیای واقعی و متن را نیز دربرمیگیرد. محمدرضا کاتب در رمان «هیس» نیز با استفاده از شگردهایی خاص با خواننده و شخصیتهای داستان گفتوگو میکند و فرایند نوشتن داستان را برای آنها شرح میدهد. بنابراین خواننده را از انفعال خارج میکند تا در فرایند خلق داستان شرکت کند و به نویسنده و متن نزدیک شود. در پژوهش حاضر تلاش میشود با تکیه بر روش توصیفی-تحلیلی شگردهای اتصال کوتاه در این رمان مورد ارزیابی قرارگیرد. نتایج نشان میدهد محمدرضا کاتب با استفاده از ترفندهایی چون اتصال پارهروایتها، تاکید بر نوشتن داستان، تصنعیسازی دنیای داستان، همحضوری خواننده و شورشگری شخصیتها، اتصالی کوتاه میان جهان ذهنی خود و خواننده ایجاد میکند و او را برای ادامهدادن و تکمیل داستان، وارد دنیای ذهن خود و راویهای داستان مینماید.
منبع/ فصلنامه ی پژوهش های نثر و نظم فارسی
یاد نامه
به رسم هر سال یادی میکنیم از درگذشتگان سال ۱۴۰۳ که قلمهایشان را زمین گذاشتند و به دیار باقی رفتند و با هفتهزار سالگان سر بهسر شدند.
به گزارش ایسنا، محمد هوشمند ویژه، استاد دانشگاه، مولف و مترجم متولد سال ۱۳۱۵، نهم فروردن در ۸۷ سالگی از دنیا رفت.
از آثار او میتوان به این کتابها اشاره کرد: «فرهنگ لغات و اصطلاحات پزشکی» نوشته دورلند، «طریقت ذن» و «طبیعت مرد و زن» نوشته الن واتس، «تاریخ تحلیلی هنر جهان» از آپجان، «فراسوی اصل لذت» از فروید، «روانشناسی زنان» نوشه کارن هورنای، «گویا» از ژان فرانسوا ژابرن، «هنر مدیریت به روش خردمندان شرق» نوشته توماس کلری، «واقعیت درمانی» از ویلیام گلاسر، «یوگا و تندرستی» نوشته سلواراجا یسودیان، «دریچهای به جهان شگفتانگیز موسیقی» (تألیف) و «کالبدشناسی و فیزیولوژی دانشگاهی» (تألیف).

پرویز بابایی، مترجم و نویسنده، که سال ۱۳۱۱ در تهران متولد شد، ۱۹ فروردین در ۹۲ سالگی از دنیا رفت.
بابایی نزدیک به ۲۰ جلد کتاب ترجمه و تالیف کرد که از آن میان میتوان از «تاریخ عرب در قرون جدید»، «لودیگ فوئر باخ و ایدئولوژی آلمانی»، «کانت و فلسفه معاصر»، «فلسفه تجربهگرا»، «از سقراط تا سارتر»، «فرهنگ اصطلاحات فلسفه»، «اومانیسم و سوسیالیسم»، «دموکراسی و انقلاب»، «زمینه تکامل اجتماعی» و «مکتبهای فلسفی از دوران باستان تا امروز» نام برد. حوزههای آثار او تاریخ فلسفه، ادبیات، علوم اجتماعی و سیاسی است.

محمود مدبری، استاد دانشگاه و مصحح زادۀ پانزدهم شهریور سال ۱۳۳۵ شمسی در تهران بود که ۲۲ فروردین بر اثر بیماری سرطان از دنیا رفت.
«شاعران بی دیوان»، «فرهنگ لغات نثرهای فنی و مصنوع»، تصحیح «ترجمۀ قرآن ماهان»، «دیوان نجیب گلپایگانی»، «دیوان عماد فقیه کرمانی»، «غازان نامۀ منظوم»، «تراجم الاعاجم»، «سرمۀ سلیمانی» و «فرهنگ عجایب اللغة» از جمله آثار چاپشدۀ اوست.

محمدعلی علومی، اسطورهشناس، پژوهشگر و طنزپرداز زاده ۱۶ فروردین ۱۳۴۰ در بم بود که ۱۶ اردیبهشت در ۶۱ سالگی درگذشت.
از رمانهای معروف او میتوان به «سوگ مغان»، «آذرستان»، «ظلمات»، «اندوهگرد»، «پریباد»، «داستانهای غریب مردمان عادی»، «هزار و یک شب نو»، «خانه کوچک» و «عطای پهلوان» اشاره کرد. رمان «آذرستان» او در سال ۷۷ کتاب برگزیده سال از سوی وزارت ارشاد وقت و رمان طنز «شاهنشاه در کوچه دلگشا» برنده سی سال رمان طنز ایران شد.

مونا علیمددی، مدرس زبان و ادبیات فارسی، زاده متولد ۱۳۶۰، ۳۱ اردیبهشت در ۴۳ سالگی بر اثر بیماری از دنیا رفت.
«دفتر صوفی/ شرح و توضیح ۱۵ نثر عرفانی به همراه مقدمه در تاریخ تصوف و تقسیمبندی نثرهای عرفانی»، تصحیح کتاب «علم بدیع» نوشتۀ محمدحسین فروغی و «مولف، اصطلاحی تازه در نقد» نوشته اندرو بنت از جمله آثار اوست.

نیلوفر امرایی مترجم، روزنامهنگار و فرزند اسدالله امرایی، متولد ۱۳۶۷ پنجم خرداد در ۳۶ سالگی درگذشت.
«آشپزخانه خانم گیلاس»، «با یک فکر بکر چه کار میتوان کرد» و «ساعتها: کتاب فعالیت همراه با نقاشی، رنگآمیزی و برچسب» و «آموزش در خانه (عددها)» از کتابهایی هستند که از او به جا ماندهاند.

عزیز شبانی، استاد دانشگاه و شاعر، متولد ۲۹ بهمنماه ۱۳۳۱ در فیروزآبادِ فارس بود که هفتم خردادماه در ۷۲ سالگی از دنیا رفت.
«از بوف کوریها و...» (مجموعه رباعی) و «آهِ آهو» (مجموعه غزلها) از آثار بهجامانده اوست.

سیدصدرا روحانی، شاعر متولد ۱۳۱۸ در رودسر، هفتم خردادماه درگذشت.
«گیسوان خواهری بید»، «آقا معلم» و «ماه شقایق گلو» مجموعه شعرهای منتشرشده اوست.

منوچهر حسنزاده، مدیر انتشارات «مروارید»، متولد ۱۳۱۲ در آمریکا در ۹۱ سالگی از دنیا رفت.
او فوقلیسانس علوم اجتماعی داشت. حسنزاده پیش از انقلاب عضو ارتش بود و در سال ۱۳۵۹ بازنشسته شد و از آن زمان تماموقت در نشر کار میکرد.

محمدتقی غیاثی، منتقد ادبی و مترجم ادبیات فرانسوی سال ۱۳۱۱ در خمامِ گیلان زاده شد و هفتم مردادماه ۱۴۰۳ در فرانسه درگذشت.
«خدایان تشنهاند» اثر آناتول فرانس، «سهم سگان شکاری» اثر امیل زولا، «دلهرهٔ هستی» اثر آلبر کامو، «هفتهٔ مقدس» اثر لویی آراگون و «نقد تکوینی» اثر لوسین گلدمن از جمله ترجمههای اوست.

محمدعلی بهمنی، شاعر متولد سال ۱۳۲۱ در دزفول بود که شامگاه نهم شهریور در پی عارضه مغزی در ۸۲ سالگی از دنیا رفت.
«باغ لال»، «در بیوزنی»، «گاهی دلم برای خودم تنگ میشود»، «این خانه واژههای نسوزی دارد»، «شاعر شنیدنی است»، «چتر برای چه، خیال که خیس نمیشود» و «من زندهام هنوز و غزل فکر میکنم» از دفترهای شعر او هستند.

جلیل تجلیل، مترجم، مصحح و استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران متولد سال ۱۳۱۳ در خوی بود که ۱۲ شهریور ۱۴۰۳ به علت کهولت سن و عوارض ناشی از آن از دنیا رفت.
جلیل تجلیل در دورهٔ ششم (سال ۱۳۸۵) به عنوان یکی از چهرههای ماندگار ایران معرفی شد. برخی از آثار او در زمینههای تألیف، ترجمه و تصحیح عبارتاند از «الغدیر»، «معیار الاشعار خواجه نصیرالدین طوسی»، «برگزیده متون ادب فارسی»، «معانی و بیان»، «جناس در پهنه ادب فارسی»، «نقشبند سخن»، «فنون و صنایع ادبی»، «تحلیل اشعار اسرارالبلاغه»، «مهدی کیست؟»، «شرح مشکلات تاریخ وصاف» و «کتابداری نوین در اسلام».

علیرضا طبایی، شاعر و ترانهسرا، زاده ۱۴ آذر سال ۱۳۲۳ در شهر شیراز بود که ۱۹ شهریورماه در ۸۰ سالگی در منزل خود از دنیا رفت.
از این شاعر، این مجموعههای شعر منتشر شده است: «جوانههای پاییز»، «از نهایت شب»، «خورشیدهای آن سوی دیوار»، «شاید گناه از عینک من باشد»، «مادرم ایران»، «تندر اما ناگهانیتر»، «تاک کهنسال و خوشههای صبح» و «عشق تو نمیمیرد» (مجموعه ترانه).

ابراهیم اقلیدی، مترجم و محقق «هزار و یکشب»، متولد ۱۳۲۷ در اقلید فارس بود که بعد از یک دوره بیماری طولانی ۲۵ شهریور در ۷۶ سالگی از دنیا رفت.
«افسانههای مردم مصر» اثر راجر لنسلین گرین، «قصهها و افسانهها» نوشته لئو تولستوی، «موزه نیمهشب» اثر انی دالتون، «قصهها و افسانههای مردم اسکاتلند» به روایت باربارا کر ویلسون، «شاهزاده خوشبخت و داستانهای دیگر»، اثر اسکار وایلد، «گمشده شهرزاد»، «چرا زمین گرد است » نوشته ایزاک آسیموف، «کله کدو و مترسک» در شهر زمرد نوشته ل. فرانک باوم، «قصهها و افسانههای هند» (بازگفته جی . ای. بی . گری)، «مگره و دیوار سنگی» و «مگره و مرد نیمکتنشین» نوشته ژرژ سیمنون، «آب کردن» ای ال ولف، «قصهها و افسانههای مردم ژاپن» به روایت هلن و ویلیام مک آلپاین، «فر پرماجرا» نوشته لایولی پنلوپ، «مریخیای که برای ماندن آمده بود و داستانهای دیگر» نوشته لایولی پنلوپ، «دنیای قصهگویی»، «سفرهای سندباد» و «هسیود و هومر» از جمله آثاری هستند که او به عنوان ویراستار و مترجم در انتشار آنها نقش داشته است.

محمود حکیمی، نویسنده ادبیات کودک و نوجوان و پژوهشگر، زاده ۹ شهریور ۱۳۲۳ در تهران بود که ۳۰ شهریور ماه پس از تحمل یک دوره بیماری در سن ۸۰ سالگی از دنیا رفت.
«اشرافزاده قهرمان»، داستانهایی از عصر ناصرالدینشاه، مجموعه چهارجلدی «هزار و یک حکایت تاریخی»، رمان «نقابداران جوان» و مجموعه ۲۲ جلدی «تاریخ تمدن» از جلمه آثار او هستند.

فرزین غفوری، نویسنده، پژوهشگر و عضو هیئت علمی فرهنگستان زبان و ادب فارسی، متولد سال ۱۳۵۳ در تهران بود که ششم آبان در ۵۰ سالگی از دنیا رفت.
غفوری برای کتاب «سنجش منابع تاریخی شاهنامه در پادشاهی خسروانوشیروان» برگزیده هفدهمین دورۀ جایزۀ قلم زرّین (پژوهش برگزیده در حوزۀ نقد و پژوهش ادبی)، برندۀ پانزدهمین دورۀ جایزۀ پژوهش فرهنگی سال (پژوهش برگزیده در حوزۀ مطالعات ادبی و زبان فارسی) و برندۀ ششمین دورۀ جایزۀ استاد دکتر فتحالله مجتبایی (یکی از دو رسالۀ دکتری برگزیدۀ سال ۱۳۹۴ در حوزۀ ادبیات، عرفان و فلسفه) شد.

حفیظالله ممبینی (آبگینه)، شاعر و داستاننویس سال ۱۳۲۱ در باغملک متولد شد و ۱۳ آبان درگذشت.
مجموعه شعرهای «دانههای اشک»، «چشمهسار غزل» و «مثنوی هزار و یک بیت» از آثار این شاعر هستند.

زهرا تجویدی، نویسنده متولد ۱۳۲۴ بود. او فرزند علیاصغر تجویدی، آهنگساز و نوازنده فقید موسیقی ایران و همسر محمدعلی شاکریراد، هنرمند نقاش، اسطورهشناس و استاد دانشگاه بود. تجویدی ۱۲ آذر در ۷۹ سالگی درگذشت.
«گنجینه نقوش خاتم»، «آشنایی با هنرهای سنتی ایران»(با همکاری شاکریراد) و «گنجینه طلایی آشنایی با هنرهای سنتی ایران» (با همکاری شاکریراد) از آثار بهجا مانده از این نویسنده است.

منصور یاقوتی، داستاننویس، پنجم دیماه سال ۱۳۲۷ در روستای کیوهنان شهرستان سنقر استان کرمانشاه متولد شد و هشتم دی پس از تحمل مدتها رنج بیماری، در سن ۷۶ سالگی درگذشت. او یکی از چهرههای شاخص در میان نویسندگان دهه ۴۰ و ۵۰ ایران بود.
«آواز کوه»، «داستانهای آهو دره»، «قصههای زاگرس»، «آیین یارسان در اساطیر قوم کرد»، «حماسه بابک خرمدین»، «خرچنگ بلندپرواز»، «دهقانان»، «چراغی بر فراز مادیان کوه»، «افسانههایی از دهنشینان کرد»، «گل خاص»، «پاجوش»، «مردان فردا»، «سالهای پرخاطره»، «با بچههای ده خودمان»، «زخم» و «درخت خشک و باغ پرگل» بخشی از آثار این نویسنده است.

سیّدابراهیم نبوی، نویسنده، طنزپرداز، پژوهشگر طنز و از فعالان مطبوعاتی، متولد ۲۲ آبان ۱۳۳۷ بود که ۲۶ دی ۱۴۰۳ در ۶۶ سالگی به زندگی خود پایان داد.
«ستون پنجم»، «بیستون»، «چهلستون»، «دایرهالمعارف ستون پنجم»، «راپورتهای یومیه» و «تذکرهها»، سه کتاب با همکاری نیکآهنگ کوثر با نامهای «در سال ۷۹/۷۸/۷۷ اتفاق افتاد»، «سانس ۶»، «یادداشتهای روزانه زندان»، «ماه عسل پاییزی»، «کاوشی در طنز ایران» (۲ جلد)، «اعتراف»، «تهرانجلس»، «سفر طولانی» و «دشمنان جامعه سالم» از جمله آثار اوست.

جلال متینی (زادهٔ ۱۳۰۷)، مورخ و محقق متخصص در زمینهٔ تاریخ و فرهنگ ایران (مخصوصاً در زمینهٔ شاهنامهپژوهی) در ۹۶ سالگی در آمریکا درگذشت.
«خلاصه ویس و رامین»، «منظومه حماسی کوشنامه»، «تفسیر قرآن مجید»، «پند پیران»، «هدایهالمتعلمین» و «نمونههایی از نثر فصیح فارسی معاصر» بخشی از آثار این پژوهشگر است.

پرویز مسجدی، داستاننویس، متولد سال ۱۳۱۷ در تهران بود که ۳۰ بهمن در ۸۶ سالگی از دنیا رفت.
«بازی هر روز»، «جزیره»، «روزهای مقاومت در خرمشهر»، «با گنجشکها بودم»، «رویاهای ماندگار»، «افکار تیره» و «پاتوق» از جمله آثار اوست.

تورج رهنما، شاعر، نویسنده، پژوهشگر ادبی و استاد زبان و ادبیات آلمانی دانشگاه تهران سال ۱۳۱۶ در اهواز متولد شد و ۲۱ اسفند در ۸۷ سالگی درگذشت.
از جمله آثار رهنما به زبان فارسی هفت دفتر شعر است که آخرین آنها «پرده بگردان، بانو» است. از جمله پژوهشهای ادبی او نیز میتوان به «برشت، فریش، دورنمات» و «ادبیاتِ امروزِ آلمان» اشاره کرد. همچنین چند کار ادبی او به زبان آلمانی عبارتاند از: «در نفسِ اژدها»، «ادبیاتِ داستانی و تغزلی در ایران»، «ادبیات نمایشی در ایران» و «سیمای زن در ادبیات امروز ایران».
رهنما در سال ۲۰۰۰ میلادی جایزه ادبی شهر هانوفر را دریافت کرد و در سال ۲۰۰۲ نشان «گوته» در شهرِ وایمار به او اعطا شد.

mr.kateb@yahoo.com تلفن:09188810209 /تلفن:09188810209